درخت مقدس زرگنده
روبه‌روی حسینیه زرگنده خانه‌ای قدیمی و کاهگلی با تیر‌های چوبی قرار داشت. این خانه متعلق بود به شخصی به نام مدباشی (محمدباشی). مدباشی در گوشه خانه‌اش مغازه کوچکی داشت که در آن بقالی می‌کرد. خانه مدباشی نبش کوچه قنات بود. مدباشی در همان سال‌ها درگذشت و بعدها خانه او هم خراب شد.

در انتهای کوچه قنات زرگنده دیوار سنگی است که دو پله جنوبی و شمالی دسترسی عابرین را به قسمت شمال کوچه امکان‌پذیر می‌کند.

کمی بالاتر از انتهای این کوچه تک درختی کهنسال باتنه بسیار قطور وجود داشت، این درخت کهن بسیار تنومند بود و شاخه‌های متعدد و قوی داشت که تمامی هشت، نه بچه‌های ده، دوازده ساله محل را در شاخه‌های خود جا می‌داد، به طوری که ساعت‌های زیادی در تابستان بچه‌ها از آن شاخه‌ها بالا و پایین می‌رفتند و به بازی می‌پرداختند و از میوه آن تناول می‌کردند.

این درخت چند صد ساله برای ساکنان بومی زرگنده تقدس داشت. ساکنان بومی این آبادی برای عبادت و نیایش هر چند امامزاده اسماعیل را نیز در محل داشتند، ولی این درخت را هم مقدس می‌شماردند و پناه و ملجأ خود به حساب می‌آوردند. شاخه‌های فراوان و دسترس آن پر بود از پارچه‌های رنگارنگ که مردم دخیل بسته بودند. مردم برای حاجت‌روایی خود به کنار درخت می‌رفتند و بدین وسیله با خدای خود راز و نیاز می‌کردند و به نیایش او می‌پرداختند و به رسم سنتی خویش دخیل می‌بستند تا حاجتشان روا شود.

بعد‌ها کسی یا کسانی، تصمیم به قطع آن درخت گرفتند و با از میان برداشتن آن در آن اراضی مدرسه‌ای ساختند. بدین ترتیب نماد محله زرگنده ریشه‌کن شد و از بین رفت و آن مردم هم البته با گذشت زمان تک‌تک به دیار دیگر رخت بربستند. کوچه قنات به جواهری تغییر نام یافته است، مدرسه نیز به نام انوری خوانده می‌شود.

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ۱٢:٢٤ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٩/٢٧