در ادیان ابتدایی تا هزاره‌ی اول و حتا تا دو سه قرن پس از مسیحیت در پای هرکوه مقدس و پرآب یا بر فراز تپه‌هایی که به چشمه‌ی مقدس نزدیک باشد، باغ مقدسی هم‌چون معبد می‌ساختند که در آن درختان مظهر خدایان بودند.»

بنا به نوشته‌های تورات، در روایت مربوط به سفر آفرینش بر شرق دجله، باغ مقدس زمینی بوده که آن را بهشت عدن می‌خواندند که آمده است:« از وجود درخت و جانور در آن باخبریم، حضرت آدم (ص) هم نخست در آن‌جا بود.»

 اما اغلب باغ‌های مقدس که خانه‌ی ایزدان به‌شمار می‌آمدند، مفهوم مقدس خویش را از دست دادند، در ایران این باغ‌ها به شکارگاه‌ها و محل تفریج شکار شاهان هخامنشی تا ساسانی درآمدند که نقش برجسته‌ی خسرو پرویز در تاق بستان کرمانشاه نمونه‌ای از این تحول است.»

 در پارسی درخت سدر درختی دیگر است که در جنوب ایران می‌روید و مقدس شمرده می‌شود و نام دیگر آن کُنار است که برگ خشک آن را می‌کوبند و چون سرشوی گیاهی به‌کار می‌برند.»

:« امروز نیز چنارهای کهن در نزد ما محترم‌اند و روایات بسیار، از جمله ساطع بودن نور از آن‌ها یا سوختن بخشی از درون آن‌ها و خاموش شدنشان بی‌دخالت دست انسان و تقدس آن به سبب روایتی در ارتباط با شهادت پیری یا سیدی نورانی در پای آن وجود دارد.»

هنوز هم علاوه بر چنارها، سروهای بزرگ و درختان کنار (سدر) و شاید خرما و درخت‌های کهن دیگری در ایران مقدس‌اند، کهن بودن آن‌ها نوعی ازلی بودن را القا می‌کند و مقدس بودن آن‌ها به عصر بسیار کهن تقدس درخت‌ها برمی‌گردد.»

 سرخ‌پوستان آمریکای شمالی بر این اعتقاد بودند درختان کاتن وود دارای بصریت و خردی هستند که اگر او را نیکو بدارند، آن‌ها را در بسیاری امور یاری خواهد داد. سرخ‌پوستان پیش از متمدن شدن، انداختن این درخت را گناه می‌دانستند و پیران قوم معتقد بودند که بدبختی‌های تازه قومشان به علت بی‌احترامی نسل جوان‌تر به این درخت است.»

 در شرق آفریقا و آفریقای غربی نیز درختان عظیم‌جثه مورد احترام همه‌ی اقوام آن سرزمین بوده و آن‌ها را خانه ارواح و یا خدایان می‌دانستند، برخی از ساکنان جزایر فیلیپین نیز گمان می‌دارند که ارواح درگذشتگان بر درخت‌ها زندگی می‌کنند و آن هم بر بلندترین درخت‌ها که شاخه‌های خود را هر سو گسترده‌اند.»

اما تنها وجود روان درگذشتگان یا سکونت خدایان در درخت‌ها نیست که آن‌ها را مقدس می‌کند چرا که این استقرار روان یا خدا در درخت، به اعتقاد مردم بدوی نتایج بزرگی را برای انسان در بر داشته، مثلا آن‌ها معتقدند که این‌گونه درخت‌ها قدرت آن را دارند که باران بیاورند، خورشید را به درخشش وا دارند و گله‌ها را افزایش بخشند و زنان را به بارداری و زایش یاری دهند.»

در تاریخ ایران باستان، اشاراتی به تقدس و ستایش درختان شده‌است، از جمله درختان چنار، سرو، خرما که البته در فرهنگ اکثر اقوام جهان وجود دارد و خاص ایرانیان نیست، اما در ایران مظهر اصلی غنای طبیعت درخت چنار بوده که هنوز هم به شکلی اسلامی شده بر جای مانده، این تقدس از آن روست که این‌گونه درختان از همه درخت‌های منطقه عظیم‌تر و بسیار پرعمر بوده و سایه‌گستری و سرسبزی بسیار دارند و بر اساس مردم‌شناسی تطبیقی می‌توان باور داشت که در اعصار بسیار کهن گمان بر آن بوده که ارواح مردگان پرقدرت قبیله یا خدایان یا پری‌ها در آن‌ها می‌زیستند.»

 بنا به عقیده مردم چنارهای کهن، برکت پرمحسوسی را به زمین و خانواده می‌بخشند و زنان را در بارداری و به سلامت داشتن فرزندان یاری می‌دهند و کار و کسب را رونق می‌بخشند، برای ستایش این درختان سترگ در دوره‌ی اسلامی توجیهی تازه یافته‌اند و برای آن‌که ستایش آن‌ها برخلاف سنت‌های اسلامی نباشد اغلب به این نتیجه رسیده‌اند که در پای این درختان بزرگ مردی، امام‌زاده‌ای یا فرد مقدسی به خاک سپرده شده‌است.»

در باور مردم ابتدایی، گاه درخت را زاییده انسان پنداشته‌اند و در افسانه‌های کهن نیز این اعتقاد نقش بسته است. مثلاً آدمی، میوه‌ی درختی هفت‌شاخه است و به دست زنی که تنه‌اش از پوسته بدنه درخت بیرون آمده، تغذیه می‌شود، بر آن آرمیده‌است و برتر از آن چیزی نیست، درختی که مقدس است و تقدیس شده به ایزدان و زن ایزدان شباهت یافته‌است.»

 پیشینیان در قرون وسطی باور داشتند که درخت، منزل پریان است و از این رو در نزدیکی هر روستا “درخت پریان”یافت می‌شد که آن را با تاج گل می‌آراستند و دختران جوان روستا، پیرامونش به رقص و پایکوبی می‌پرداختند. (درخت شاه پریان در قصر شیرین)

از دیگر اعتقادات و باورهای عامیانه می‌تواند به برگ‌ریزان اشاره کرد که همواره رمز مرگ بوده و قابل نیز رویش برگ‌های خزان زده درختان در هر بهار نمودار نوزایی بوده‌است.»

درختان مقدس، با توجه به جایگاه و نقشی که در بین عامه‌ی مردم دارند و نیز اعتقادات و باورهای آن‌ها را می‌توان به چند دسته؛ درختان زیارتگاه، درختان قدمگاه، درختان تاوی، درختان شفابخش و بیشه‌های مقدس تقسیم کرد.»

 

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٤:٥۳ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٩/۱