ریشه :

اولین عضو یک گیاه که از بذر کاشته شده خارج می شود و با محیط اطراف خود (خاک) تمام برقرار می کند، ریشه نام دارد.
وظائف ریشه عبارت است از :
نگه داشتن پیکر گیاه در خاک، جذب آب و مواد معدنی از خاک و انتقال آن به ساقه و ذخیره مواد غذایی.
ریشه معمولاً در جهت خاک و ثقل زمین رشد می کند و یا به عبارتی دارای ژئوتروپیسم (زمین گرایی) مثبت است. به علاوه ریشه دارای هیدروتروپیسم (رطوبت گرایی) مثبت نیز هست. یعنی به طرف رطوبت رشد و حرکت می کند .

انواع ریشه از نظر منشأ :

1 – ریشه اولیه :
ریشه اولیه از جوانه زدن بذر به وجود می آید و در خاک به صورت عمودی پایین می رود.
2- ریشه فرعی :
از رشد ریشه اولیه انشعاباتی به وجود می آید که معمولاً به صورت افقی در خاک گسترش می یابند. به این انشعابات ریشه های فرعی می گویند.
3- ریشه های نابجا:
به ریشه هایی که در جاهایی غیر ازمحل ریشه اولیه به وجود می آیند، ریشه های نابجا گفته می شود. مثل ریشه هایی که بر روی قلمه ها( قلمه شمعدانی) پدیدار می گردد. در ذرت و خرما ریشه های نگهدارنده از اولین گره های ساقه، تولید شده، در خاک رشد می کنند و به استحکام گیاه کمک می نمایند.

انواع ریشه از نظر شکل ظاهری و نحوه توسعه :
ریشه راست :

اگر ریشه اولیه به عنوان ریشه اصلی عمل کرده، با کمترین انشعاب به طرف پایین برود به آن ریشه راست یا مستقیم می گویند (ریشه پنبه ، لوبیا، گردو) ریشه های راست ممکن است بزرگ و ضخیم بشوند و به صورت غده درآیند. ریشه های غده ای (ذخیره ای) در خود مواد غذایی ذخیره می کنند، مانند چغندر قند و هویج، ترب و تربچه، ریشه غده ای در برخی گیاهان مانند کوکب به صورت مرکب می باشد.

ریشه افشان :

وقتی که ریشه عمدتاً از ریشه های جانبی به وجود می آید و فاقد یک محور اصلی باشد و به صورت انشعابات کم قطر و پراکنده باشند ، به آن ریشه افشان می گویند. مانند ریشه ذرت، گندم، برنج، چمن و ..


یقه (طوقه) :

محل اتصال ساقه به ریشه را طوقه (crown) می نامند. از محل طوقه برخی از گیاهان تیره غلات ( گندم و برنج و ...) هم چنین گوجه فرنگی و لوبیا ریشه های فراوانی خارج می شود که وظیفه ریشه های اصلی را به عهده دارند. شناخت این محل برای نهال کاری و نشاکاری اهمیت زیادی دارد. چنانچه طوقه گیاه در خاک فرو رود ممکن است دچار پوسیدگی شود و اگر بالاتر از خاک واقع شود، قسمت هایی از ریشه که در معرض هوا قرار می گیرد، از بین می رود.

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٤:۳٥ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۱٠/٢۱

 

ریشه اندامی از گیاه است که معمولا در خاک قرار دارد و موجب ثابت نگاه داشتن ساقه و اجزای آن می‌گردد. عمل مهم دیگر ریشه جذب آب و مواد غذایی اولیه نظیر آب و املاح مختلف از زمین بوده و همچنین ممکن است مواد غذایی مختلف درخود ذخیره کند. علاوه بر این اعمال اصلی ، ریشه نظیر ساقه رشد می‌کند و محل عبور جریانهای شیره‌های غذایی است (شیره خام و شیره پرورده). با توجه به اعمال مشابه و غیرمشابهی که ریشه با ساقه دارد سبب می‌شود که در مواردی ساختمان متفاوتی نیز با آن داشته باشد.
.اجزای مختلف ریشه 
کلاهک ریشه: قسمت کاملا انتهایی ریشه که کلاهک ریشه نامیده می‌شود. یاخته‌های کاملا راسی و خارجی کلاهک به تدریج و بطور دایم در اثر تماس با خاک و عوامل محیط زیست به صورت پوسته‌های نازکی می‌افتد و درعین حال بطور دائم نیز بوسیله  یاخته‌های مریستمی راس ریشه ساخته شده به آن اضافه می‌شود.

  • ناحیه نمو ریشه یا منطقه مریستمی: که در مقطع طولی آن را به نام مریستم نزدیک انتهایی ریشه‌ها می‌نامند. سلولهای حاصل از این منطقه ضمن تمایز یابی سلولهای مختلف ریشه را بوجود می‌آورند.

  • منطقه طویل شدن: یاخته‌های حاصل از تقسیم یاخته‌های مریستم ریشه در این ناحیه طویل می‌شوند.
  • منطقه تارهای کشنده: منطقه تارهای کشنده ، که بیشتر مواد غذایی از این منطقه جذب گیاه اولیه می‌شود. ضمنا یاخته‌های داخلی همین منطقه تغییر شکل و ساختمان داده و موجب تشکیل بافتهای مختلف در ریشه می‌گردد. لذا این منطقه را ناحیه تمایزیابی نیز می‌نامند.

ساختمان داخلی یک ریشه جوان از خارج به داخل در مقطع عرضی

اپیدرم یا بشره

اپیدرم یا بشره یک ردیف یاخته‌هایی است که از پروتودرم منشا می‌گیرد و تشکیل تارهای کشنده را نیز در بعضی از نقاط می‌دهد. در مواردی که محیط مرطوب باشد، تشکیل تار کشنده بیشتر و بهتر صورت می‌گیرد. تارهای کشنده یاخته‌های اپیدرمی هستند که در قسمتهای جانبی ریشه تشکیل می‌گردد. دیواره یاخته‌های تارهای کشنده نازک بوده و معمولا سلولز آن با مواد پکتیکی آغشته شده است. پروتوپلاسم یاخته‌های تار کشنده سرشار از آب بوده و دارای واکوئل بزرگ است. هسته معمولا در انتهای قسمت تار یا مویی یاخته می‌باشد.

. کورتکس
داخلی‌ترین لایه کورتکس ،  اندودرم  نامیده می‌شود، که معمولا از مشخصات بارز ریشه‌ها است. آندودرم معمولا جدار نازک داشته به جز در قسمت دیواره‌های شعاعی و عرضی یاخته که ضخیم شده و از نوع کوتینی یا سوبرین درآمده و اصطلاحا نوار کاسپارین نامیده می‌شود که رشته یا نواری است که کوتین یا سوبرین که دور تا دور یاخته‌های آندودرمی را در جهت دیواره‌های شعاعی و عرضی یاخته فرا گرفته است.

دایره محیطیه

در مراحل اولیه از تکامل ریشه یک لایه مخصوص از یاخته‌های پارانشیمی از تغییر شکل لایه خارجی لایه زاینده استوانه مرکزی بوجود می‌آید. این لایه (دایره محیطیه) نسبتا به حالت غیر فعال مریستمی باقی می‌ماند. تا هنگام فعالیت ثانویه ریشه از آن پس ریشه‌های جانبی از این منطقه منشا می‌گیرند. یاخته‌های خارجی آن منتهی به تشکیل لایه زاینده آوندی می‌گردد و قسمتهای دیگر موجب تشکیل لایه زاینده چوب پنبه می‌شود.

استوانه مرکزی

این ناحیه از قسمتهای داخلی حاصل از پروکامبیوم تشکیل می‌شود. در این حالت هیچگونه پارانشیم داخلی و مغزی در ریشه گیاهان دولپه دیده نمی‌شود. فقط در مواردی ممکن است در تک لپه‌ایها دیده شود (پارانشیم مغزی). بعضی اوقات مجموعه دایره محیطیه و استوانه آوندی را که مجموعا از پروکامبیوم منشا می‌گیرند، یک واحد به نام استل می‌نامند. در ریشه‌های اولیه معمولا حبابهای اولیه به صورت توده مرکزی که با چند بازوی منشعب دیده می‌شود، تشکیل و ظاهر می‌گردد که بین هر دو انشعاب آوند چوبی را یک دسته آوند آبکشی اشغال می‌کند. بین این دو دسته آوند (چوبی و آبکشی) یک یا چند لایه سلول به نام لایه زاینده چوب آبکشی تشکیل می‌گردد. در گیاهانی که ساختمان پسین ریشه دیده نمی‌شود. یاخته‌های باقی مانده بین چوب و آبکش به تدریج اسکلرانشیمی می‌گردد.

به هر حال در بسیاری از ریشه گیاهان دولپه ، پارانشیم مغزی دیده نمی‌شود. اما بیشتر تک لپه‌ایها و بعضی  گیاهان علمی دو لپه که دستجات آوند چوبی در مرکز به هم می‌رسند به صورت پارانشیمی باقی می‌ماند و یک مغز پارانشیمی کاذبی تشکیل می‌دهند که در واقع با پارانشیم مغزی که در ساقه‌ها دیده می‌شود، تفاوت کلی دارد. زیرا که پارانشیم مغزی در ساقه از مریستم زمینه‌ای منشا می‌گیرد. حال آن که اگر پارانشیم مغزی در ریشه‌ای دیده شود، از پروکامبیوم آوندی منشا گرفته است. بطور کلی آوند چوبی اولیه‌ای که در ساقه دیده می‌شود در ریشه‌ها نیز دیده می‌شود. با این تفاوت که آوندهای چوبی مارپیچی و حلقوی در ریشه‌ها نسبتا نادرند. در حالی که در ساقه بیشتر دیده می‌شوند. ولی آوندهای آبکش اولیه در ساقه و ریشه هر دو همانند و یکسان است و هر دو دارای جسمهای غربالی یاخته‌های همراه و پارانشیم می‌باشند.

ریشه‌های جانبی و یا انشعابات ریشه بطور کلی در بازدانگان و نهاندانگان از یاخته‌های دایره محیطیه منشا می‌گیرند. غالبا انشعابات ریشه از نقطه مقابل دستجات آوند چوبی اولیه منشا می‌گیرد. بنابراین می‌توان گفت که به ازای آوندهای چوبی اولیه انشعابات ریشه یا ریشه جانبی خواهیم داشت. مثلا در چغندر که دو دسته آوند چوبی دارد، دو ردیف عمومی انشعاب ریشه‌ای مشاهده می‌شود. سلولهای حاصل از فعالیت یاخته‌ای ، مولد ریشه فرعی که از پریسیکل منشا می‌گیرد، در بافت کورتکس نفوذ کرده تا به بشره می‌رسد. در ضمن عبور سرانجام کشیدگی ، پارگی بافتهای مسیر خود را که در اثر ریشه فرعی و فشار مکانیکی می‌باشد، می‌شود.

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٤:٢٦ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۱٠/٢۱

 

ریشه بخشی از گیاه است که معمولاً زیر خاک قرار دارد و گیاه با آن، آب و مواد معدنی را جذب می‌کند. ریشه، گیاه را محکم در خاک نگه می‌دارد. ریشه‌ها متناسب با نوع گیاه و نوع محیط در سطح خاک پخش شده یا به اعماق خاک فرو می‌روند. ریشه‌ها ممکن است در هوا یا در اب وجود داشته باشند. ریشه‌های گیاه به کمک (تارهای کشنده)که مانند مو هستند اب و دیگر مواد را می‌گیرد تا انها را به برگ و ساقه برساند. ریشه مهم‌ترین قسمت گیاه است و گیاهان بدون ان نمی‌توانند حتی اندکی رشد کنند. بعضی ریشه‌ها مثل هویج و تربچه خوراکی اند. به طور ساده ریشه‌ها را به دو گروه راست وافشان تقسیم می‌کنند

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٤:٢٥ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۱٠/٢۱

 

ریشه اندامی از گیاه است که معمولا در خاک قرار دارد و موجب ثابت نگاه داشتن ساقه و اجزای آن می‌گردد. عمل مهم دیگر ریشه جذب آب و مواد غذایی اولیه نظیر آب و املاح مختلف از زمین بوده و همچنین ممکن است مواد غذایی مختلف درخود ذخیره کند. علاوه بر این اعمال اصلی ، ریشه نظیر ساقه رشد می‌کند و محل عبور جریانهای شیره‌های غذایی است (شیره خام ]) و شیره پرورده با توجه به اعمال مشابه و غیرمشابهی که ریشه با ساقه دارد سبب می‌شود که در مواردی ساختمان متفاوتی نیز با آن داشته باشد.







اجزای مختلف ریشه

کلاهک ریشه: قسمت کاملا انتهایی ریشه که کلاهک ریشه نامیده می‌شود. یاخته‌های کاملا راسی و خارجی کلاهک به تدریج و بطور دایم در اثر تماس با خاک و عوامل محیط زیست به صورت پوسته‌های نازکی می‌افتد و درعین حال بطور دائم نیز بوسیله یاخته‌های مریستمی راس ریشه ساخته شده به آن اضافه می‌شود.


ناحیه نمو ریشه یا منطقه مریستمی: که در مقطع طولی آن را به نام مریستم نزدیک انتهایی ریشه‌ها می‌نامند. سلولهای حاصل از این منطقه ضمن تمایز یابی سلولهای مختلف ریشه را بوجود می‌آورند.


منطقه طویل شدن: یاخته‌های حاصل از تقسیم یاخته‌های مریستم ریشه در این ناحیه طویل می‌شوند.


منطقه تارهای کشنده: منطقه تارهای کشنده ، که بیشتر مواد غذایی از این منطقه جذب گیاه اولیه می‌شود. ضمنا یاخته‌های داخلی همین منطقه تغییر شکل و ساختمان داده و موجب تشکیل بافتهای مختلف در ریشه می‌گردد. لذا این منطقه را ناحیه تمایزیابی نیز می‌نامند.

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٤:٢۱ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۱٠/٢۱

 

لینه گیاهشناس معروف سوئدی در سال 1753 میلادی، چهارده جنس از جلبکها را در رده کریپتوگام معرفی نمود. البته از آن میان تنها چهار جنس امروزه متعلق به جلبکها بوده و مابقی در سایر گروههای گیاهی مانند هپاتیکها قرار می گیرند. دوژسیو در سال 1789 میلادی برای اولین بار به تعیین حدود تاکسونومیک جلبکها بر اساس صفات ریختی و ماکروسکوپی اقدام نمود. لاماروکس در سال 1813 خانواده های جلبکی را بر حسب صفات ساختاری و رنگ معرفی نمود. خانواده های معرفی شده توسط وی معادل با رده های امروزی هستند. صفت رنگ به دلیل ارتباط با صفات بیوشیمیایی امروزه نیز در رده بندی جلبکها موثر است. آگارد 1824 و 1817 و نیز هاروی از پیروان این رده بندی بودند. هاروی در سال 1836 میلادی با استفاده از یرخی صفات ریختی مانند رنگیزه، جلبکها را به چهار گروه تقسیم نمود. این گروهها شامل جلبکهای سبز کلروسپرمی ( Chlorospermae)، جلبکهای قهوه ای ملانوسپرمی ( Melanospermae)، جلبکهای قرمز ردوسپرمی (Rhodospermae ) و دیاتومه ها و دزمیدها (Diatomaceae ) می باشند.



در اوایل قرن نوزدهم به دلیل گسترش سفرها و اکتشافات دریایی و افزایش مطالعه جلبکهای میکرو به دلیل بهبود کیفیت میکروسکوپ باعث افزایش تاکسونهای شناخته شده گردید. در سال 1842، 52 خانواده از جلبکها توصیف شدند. اما در سال 1843 میلادی، کوتزینگ به شناسایی 96 خانواده از جلبکها پرداخت که از آن میان 62 خانواده جدید بودند. برخی رده بندیهای مهم جلبکها شامل پاشر ( 1931 )، فریش ( 1935)، اسمیت ( 1950)، کریستنسن ( 1962)، روند ( 1963 و 1973)، پره اسکات ( 1969)، چاپمن و چاپمن ( 1973)، ترینر ( 1978)، لی ( 1980)، پارکر ( 1982)، و سیلوا ( 1982) می باشند. مهمترین صفاتی که در این سیستم های رده بندی مورد توجه قرار گرفته اند به شرح زیر هستند:



1. ماهیت رنگیزه ها



2. فیلوژنی و روابط دودمان شناسی



3. ساختار ریسه



4. ماهیت شیمیایی و نوع ماده ذخیره ای غذایی



5. شرایط تاژک



6. دیواره سلولی



7. عدد کروموزومی و سایر صفات سلولی.



در زیر به برخی از مهمترین رده بندیهای جلبکها اشاره می شود:


رده بندی ایخلر: ایخلر در سال 1886 میلادی جلبکها و قارچها را در گروه ریسه داران یا تالوفیتا قرار داد. در این تقسیم بندی شاخه تالوفیتا به همراه دو شاخه خزه ها و نهانزادان آوندی در گروه نهانزادان یا کریپتوگاما (Cryptogamae) قرار می گرفت. شاخه تالوفیتا شامل 5 رده جلبکی به نامهای جلبکهای سبز متمایل به آبی (Cyanophyceae)، جلبکهای قهوه ای (Phaeophyceae)، جلبکهای سبز (Chlorophyceae)، جلبکهای قرمز (Rhodophyceae) و دیاتومها (Diatomeae) می باشد.



رده بندی پاشر: پاشر در سالهای 1914 و 1931 میلادی بر اساس معیارهای تکاملی جلبکها را تقسیم بندی نمود. وی بزرگترین گروههای جلبکی را تحت عنوان 8 شاخه ها رده بندی نموده و در برخی از شاخه ها چند رده تعریف نمود. لذا تعداد رده های تقسیم بندی پاشر 14 می باشد. این تقسیم بندی عبارتست از:


1. شاخه جلبکهای سبز (Chlorophyta) با دو رده Chlorophyceae و Conjugatae .



2. شاخه جلبکهای قهوه ای (Phaeophyta) دارای یک رده Phaeophyceae .



3. شاخه جلبکهای قرمز (Rhodophyta) با دو رده Floridineae و Bangineae .



4. شاخه جلکهای قهوه ای طلایی (Chrysophyta) شامل سه رده Chrysophyceae ، Heterokontae (Xantophyceae) و Diatomeae .



5. شاخه کاراها یا گیاهان سنگی (Charophyta) با یک رده Charophyceae .



6. شاخه پیروفیتا (Pyrrophyta) با دو رده Cryptophyceae و Dinophyceae .



7. شاخه اوگلنوئیدها (Euglenophyta) دارای یک رده Euglenineae .



8. شاخه جلبکهای سبز متمایل به آبی (Cyanophyta) دارای یک رده Myxophyceae (Cyanophyceae).

 
رده بندی فریش: رده بندی فریش در کتاب وی با عنوان (( ساختار و تولید مثل جلبکها)) ارائه شد. این رده بندی بر اساس صفاتی چون رنگیزه دار شدن، انواع تاژک، محصولات اسمیلاسیون، ساختار ریسه و روشهای تولید مثل جلبکها را به 11 رده زیر تقسیم نموده است:


1. رده Chlorophyceae ( ایزوکنتها، جلبکهای سبز) رنگیزه های این گروه یوکاریوتی همانند گیاهان عالی شامل کلروفیل a و b ، کاروتنوئیدها و گزانتوفیل ها است. کلروپلاست در این گروه معمولا دارای پیرنوئیدهایی بوده و ذخیره غذایی نشاسته نیز غالبا در اطراف پیرنوئیدها تجمع می یابد. جنس دیواره سلولی در کلروفیسه از سلولز بوده و تاژکها در سلولهای متحرک دارای اندازه برابر هستند و معمولا در انتهای جلویی سلول جای می گیرند. تولید مثل در جلبک های سبز از روشهای رویشی، غیر جنسی و جنسی ( جورزامی، ناجورزامی و تخم زامی) صورت می گیرد. در این رده بندی کلروفیسه به 9 راسته شامل Volvocales ، Chlorococcales ، Ulotrichales ، Cladophorales ، Chaetophorales ، Oedogoniales ، Conjugales ، Siphonales و Charales

تقسیم می شود.



2. رده Xantophyceae ( هتروکنتها، جلبکهای سبز- زرد) رنگیزه های اصلی این گروه یوکاریوتی شامل کلروفیل a و b ، بتا کاروتن و گزانتوفیل ها است. پلاستید این گروه فاقد پیرنوئید بوده و ماده غذایی ذخیره ای روغن است. جنس دیواره مواد پکتیکی به همراه اندکی سلولز بوده و دارای دو تاژک نابرابر با موقعیت جلویی هستند. تاژک کوچکتر از نوع شلاقی و بلندتر از نوع پرمانند است.تولید مثل در این گروه به روشهای رویشی، غیر جنسی و جنسی ( جورزامی) صورت می گیرد. این رده به 4 راسته شامل Heterochloridales ، Hetertococcales ، Heterotrichales و Heterosiphonales تقسیم می شود.


3. رده Chrysophyceae : به دلیل داشتن رنگیزه غالب فیکواریترین رنگ این جلبکها قهوه ای یا نارنجی است. کروماتوفور در این گروه دارای اجسام پیرنوئید مانند برهنه بوده و ذخیره غذایی آنها کریزولامینارین و لوکوزین می باشد. دیواره سلولی سیلیسی یا آهکی شده و غیر سلولزی است. سلولهای متحرک در این گروه دو تاژک برابر یا نابرابر دارند. تولید مثل جنسی نادر و در صورت وجود جورزامی است. این رده به 3 راسته شامل Chrysomonadales، Chrysosphaerales و Chrysotrichales

تقسیم می شود.


4. رده Bacillariophyceae ( دیاتومها، جلبکها ی زرد یا طلایی- قهوه ای) اعضای این رده به دلیل وجود رنگیزه های قهوه ای – طلایی فوکوگزانتین، دیاتوگزانتین و دیادینوگزانتین مشخص اند. کروماتوفورها دارای پیرنوئید هستند. دیواره سلولی شامل دو نیمه با تقارن شعاعی یا دو جانبه حاوی ترکیبات پکتیکی و سیلیسی است. سلولهای متحرک معمولا یک تاژکی بوده و تولید مثل جنسی با تشکیل و ترکیب گامتها یا آگزوسپورهاست. این رده شامل 2 راسته Centrales و Pennales

می باشد.


5. رده Cryptophyceae : وجود گزانتوفیل رنگ قرمز یا قهوه ای به این جلبکها می دهد. پیرنوئیدها اغلب در داخل کروماتوفور قرار ندارند و یک اندامک کلروفیلی با ساختار مرکب نیز در آنها وجود دارد. محصولات فتوسنتزی کریپتوفیسه ها نشاسته یا روغن می باشد. این گروه دارای دو تاژک نابرابر در قسمت جلویی سلولهای متحرک هستند که به حالت پشتی شکمی قرار گرفته اند. تولید مثلی جنسی در این گروه نادر بوده و در صورت وجود از نوع جورزامی است. رده کریپتوفیسه دارای 2 راسته Cryptomonadales وCryptococcales

است.


6. رده Dinophyceae ( پیریدینه ) دارای کروماتوفور فراوان و رنگیزه گزانتوفیل هستند که موجب رنگ قهوه ای یا قرمز در آنها می شود. ذخیره غذایی دینوفیسه چربیها و نشاسته هستند. اغلب اعضای این رده تک سلولی متحرک دو تاژکی می باشند. تغذیه در برخی انواع بی رنگ و فاقد کلروپلاست در این رده از نوع هولوزوئیک و یا ساپروفیتیک است. تولید مثل جنسی در این رده نادر و از نوع جورزامی بوده و این جلبکها با تقسیم سلولی تکثیر می یابند. این رده شامل 6 راسته Desmonadales ، Thecatales ، Dinophysales ، Dinoflagellata ، Dinococcales و Dinotrichales می باشد.


7. رده Chloromonadineae : رنگ سبز درخشان این رده به دلیل وجود گزانتوفیلهای فراوان در کروماتوفورهای صفحه ای شکل است. عدم وجود پیرنوئید و تولید مثلی جنسی، ذخیره غذایی به صورت چربی و روغن و وجود دو تاژک تقریبا برابر از خصوصیات این رده است. تکثیر آنها از طریق تقسیم طولی سلول انجام می شود. این رده کوچک دارای یک راسته hloromonadalesC است.


8. رده Euglenophyceae ( اوگلنینه) این رده شامل تک سلولیهای سبز تاژکدار، با کروماتوفورهای فراوان است که رنگیزه اصلی آنها کلروفیل بوده و محصول فتوسنتزی آنها پلی ساکارید پارامیلون می باشد. بیشتر اعضای این رده یک یا دو تاژک دارند که از قاعده یک فرورفتگی کوزه مانند در انتهای بخش جلویی منشا می گیرد. دارای سازمان و اکوئلی مرکب از به هم پیوستگی واکوئلهای کوچک هستند. تولید مثلی جنسی فقط در تعداد معدودی از تاکسونهای این رده شناخته شده است و از نوع جورزامی می باشد. اوگلنوفیسه شامل 3 تیره به نامهای Euglenaceae ، Astasiaceae و Peranemaceae

می باشد.


9. رده Phaeophyceae ( جلبکهای قهوه ای) جلبکهای قهوه ای در کروماتوفورها علاوه بر سایر رنگیزه ها دارای فوکوگزانتین نیز می باشند. برخی اشکال پست تر از آنها اجسام پیرنوئید مانند برهنه دارند. ذخیره غذایی به شکل الکل مانیتول و پلی ساکارید لامینارین و چربیهاست. سلولهای تولید مثلی متحرک دارای دو تاژک زیر راسی یا جانبی با جهت گیری متفاوت هستند. تولید مثل جنسی در آنها جورزامی یا تخم زامی است. این رده شامل 9 راسته Ectocarpales ، Tilopetridales ، Cutleriales ، Sporochnales ، Desmarestiales ، Laminariales ، Sphacelariales ، Dictyotales و Fucales

است.


10. رده Rhodophyceae ( جلبکهای قرمز) این جلبکها بیشتر دریایی بوده و دارای ریسه هایی با یک یا چند محور هستند. کروماتوفور ردوفیسه علاوه بر سایر رنگیزه ها محتوی R - فیکواریترین و R– فیکوسیانین هستند که موجب رنگ قرمز در این جلبکها می شوند. ذخیره غذایی ردوفیسه نشاسته فلوریدین است. دیواره بیرونی سلول پکتیکی و دیواره درونی سلولزی است. سلولهای تولید مثلی غیرمتحرک و تولید مثل جنسی از نوع تخم زامی پیشرفته است. این رده شامل 7 راسته Bangiales ، Nemalionales ، Gelidiales ، Gigartinales ، Ceramiales ، Rhodymeniales و Cryptonemales است.



11. رده Myxophyceae ( سیانوفیسه) جلبکهای سبز – آبی: سیانوفیسه ها با داشتن ساختار پروکاریوتی به خوبی مشخص می شوند. رنگیزه اصلی کلروفیل a و بتا کارتن و C- فیکو سیانین است. دیواره سلولی از موکوپلیمرها تشکیل شده است و ذخیره غذایی آنها نشاسته سیانوفیسین است. تولید مثل غیرجنسی توسط هورموگونیوم یا آکینیتها انجام می شود. میکسوفیسه ها شامل 5 راسته Chroococcales ، Chamaesiphonales ، Pleurocapsales ، Nostocaales و Stigonematales می باشند.

 
رده بندی اسمیت: این رده بندی ( 1933 و 1951 و 1955 ) بر اساس صفات فیزیولوژی سلولهای رویشی و نیز ریخت شناسی سلولهای تولید مثلی متحرک ارائه شد. وی تاکسونهای بزرگ جلبکها را در شاخه هایی قرار داد و سپس رده های خویشاوند را در شاخه ها قرار داد.اسمیت جلبکها را به هفت شاخه زیر تقسیم نمود:


1. شاخه Chlorophyta : شامل حدود 5700 گونه است که 90% آنها آب شیرین زی هستند. رنگیزه غالب آنها کلروفیل a و b بوده و نشاسته ذخیره می کنند. تاژکها در سلولهای تولید مثلی متحرک دو تا چهار عدد و برابر بوده و در بخش جلویی سلول قرار دارند. این شاخه دارای دو رده Chlorophyceae وCharophyceae است.


2. شاخه Euglenophyta :این شاخه شامل 450 گونه آب شیرین زی یا خاکزی بوده و رنگیزه غالب آنها کلروفیل و بتا کاروتن است. این گروه به ذخیره پارامیلون و چربی پرداخته و سلولهای متحرک یک تا سه تاژک جلویی در یک مجرای کوزه مانند دارند. تولید مثل از طریق تقسیم سلولی صورت می گیرد. این شاخه تنها دارای رده Euglenophyceae

است.


3. شاخه Pyrophyta : شامل 1000 گونه از جلبکهای تک سلولی یا کلنی است. دارای رنگیزه های کلروفیل a و c ، بتا کاروتن و گزانتوفیل هستند. ذخیره غذایی آنها نشاسته و روغن بوده و دیواره سلولی سلولزی دارند. پیروفیتا دارای دو تاژک نابرابر در بخش جلویی سلولهای متحرک هستند و بندرت از طریق تولید مثل جنسی تکثیر می یابند. این شاخه دارای دو رده Desmophyceae و Dinophyceae است.



4. شاخه Chrysophyta : این شاخه دارای 6000 گونه است. کاروتن ها و گزانتوفیل ها در آنها رنگیزه غالب بوده و لوکوزین و روغن ذخیره می کنند. تولید مثل جنسی آنها از طریق جورزامی، ناجورزامی و تخم زامی صورت می گیرد. این شاخه شامل سه رده Chrysophyceae ، Xantophyceae و Bacillariophyceae می باشد.



5. شاخه Phaeophyta : جلبکهای هوه ای حدود 1000 گونه عمدتا دریازی هستند. رنگیزه های غالب آنها فیکوفئین و فوکوگزانتین بوده و به ذخیره لامینارین و مانیتول می پردازند. دیواره سلول علاوه بر سلولز حاوی اسیدهای آلجینیک و فوسینیک می باشد. سلولهای تولید مثلی متحرک دارای دو تاژک جانبی هستند که یکی از آنها پرمانند است. تولید مثل جنسی آنها از طریق جورزامی، ناجورزامی و تخم زامی صورت می گیرد. جلبکهای قهوه ای بر اساس این رده بندی شامل سه گروه Isogeneratae ، Heterogeneratae و Cyclosporae هستند.



6. شاخه Cyanophyta : جلبکهای سبز آبی با 1500 گونه عمدتا آب شیرین زی به صورت آزاد، اپی فیت یا اندوفیت زندگی می کنند. سلولهای پروکاریوتی این گروه دارای رنگیزه های ویژه C- فیکو سیانین و C- فیکو اریترین بوده و نشاسته سیانوفیسین ذخیره می کنند. آنها فاقد تولید مثل جنسی و سلول تاژکدار بوده اما حرکات لغزشی در برخی رشته های رویشی به چشم می خورد. این شاخه دارای یک ده به نام Cyanophyceae هستند.



7. شاخه Rhodophyta : جلبکهای قرمز شامل 2500 گونه عمدتا دریازی هستند که رنگ قرمز روشن در آنها به دلیل حضور رنگیزه غالب R – فیکواریترین است. نشاسته ذخیره ای در آنها فلوریدین بوده و همانند سیانوفیتا فاقد سلولهای متحرک هستند. تولید مثل جنسی جلبکهای قرمز از طریق تخم زامی است. Rhodophyceae تنها رده این شاخه است.

رده بندی پاپنفوس: پاپنفوس در سال 1946 میلادی پیشنهاد نمود که واژه Phycos به معنی جلبک به نام شاخه های جلبکی اضافه گردد زیرا شاخه های پیشنهادی پاشر، جلبک بودن تاکسونها را بیان نمی کردند. وی همچنین در رده بندی خود در سال 1955 میلادی بر پایه فیلوژنی جلبکها را به 8 شاخه و 12 رده تقسیم بندی نمود و شاخه جلبکهای سبز متمایل به آبی را به صورت رده همتراز با باکتریها در شاخه Schizophyta قرار داد که فاقد واژه Phycos بود. این شاخه ها عبارتند از:


1. شاخه Chlorophycophyta دارای رده Chlorophyceae .



2. شاخه Charophycophyta دارای رده Charophyceae .



3. شاخه Euglenophycophyta دارای رده Euglenophyceae .


4. شاخه Chrysophycophyta دارای رده های Chrysophyceae ، Bacillariophyceae و Xantophyceae .

5. شاخه Pyrrophycophyta دارای رده های Dinophyceae ، Cryptophyceae و Chloromonadophyceae . موقعیت دو رده اخیر در این رده بندی تقریبا متزلزل است.


6. شاخه Phaeophycophyta دارای رده Phaeophyceae .


7. شاخه Rhodophycophyta دارای رده Rhodophyceae .



8. شاخه Schizophyta دارای رده Schizophyceae .



رده بندی روند: اف. ای. روند در سال 1956 جلبکها را به دو گروه پروکاریوتها و یوکاریوتها تقسیم نمود. وی در گروه پروکاریوتها یک شاخه و در گروه یوکاریوتها 12 شاخه را بر حسب نوع رنگیزه و صفات دیگر از هم جدا نمود. این رده بندی شامل گروههای زیر است:



الف- گروه پروکاریوتها:


1. شاخه Cyanophyta

حاوی رنگیزه های سبز آبی.


ب- گروه یوکاروتها:



2. شاخه Euglenophyta حاوی رنگیزه های سبز.



3. شاخه Chlorophyta حاوی رنگیزه های سبز.


4. شاخه Charophyta حاوی رنگیزه های سبز.


5. شاخه Prasinophyta حاوی رنگیزه های سبز.


6. شاخه Xantophyta حاوی رنگیزه های سبز.


7. شاخه Haptophyta حاوی رنگیزه های قهوه ای.


8. شاخه Dinophyta حاوی رنگیزه های قهوه ای.


9. شاخه Bacillariophyta حاوی رنگیزه های قهوه ای.


10. شاخه Chrysophyta حاوی رنگیزه های قهوه ای.



11. شاخهPhaeophyta حاوی رنگیزه های قهوه ای.



12. شاخه Rhodophyta حاوی رنگیزه های قرمز.



13. شاخهCryptophyta حاوی رنگیزه های قرمز- سبز.

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ۱٠:۳٦ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/۱٠/٢۱

 

جلبک ها با قدمتی بالغ بر 40 میلیون سال در مقایسه با دیگر رستنی ها توانسته اند مقام نخست را از نظر تولید انرژی و همچنین مواد تجدیدشونده بویژه در دنیای نانو، کسب کنند.

بنابراین با توجه به اهمیت جلبک ها در این زمینه ، شایسته است کشاورزی سنتی و صنعتی برای توسعه پایدار فناوری های جدید، نهادینه شوند. جایگاه مناسب برای چنین تحقیقاتی ، کشاورزی پیشرفته بویژه در زیربخش های گیاه شناسی با تخصص گیاه شناسی الکترونیک است.

بسیاری از موضوعات مهم در گیاه پزشکی مانند تشخیص و شناسایی ، پیش آگاهی ، مبارزه و مهار، قرنطینه و تا حدودی ترویج ، بی شباهت به مفاهیم پلیسی نیستند. از این رو شناخت و همچنین بهره مندی از قابلیت های کم نظیر نانوپلیس های جلبکی برای گیاه پزشکی ، امروز از اهمیت ویژه ای برخوردار است.

از سوی دیگر می دانیم که بسیاری از الگوهای فنی در نانوفناوری ، مرهون ساختار ظریف ، ولی توانمند انواع میلیونی جلبک ها هستند.

طراحی ، ساخت و تولید ابزار و قطعاتی با دقت مقیاس نانو به طور مصنوعی ، فوق العاده دشوار و پرهزینه است ، ولی با استفاده از این موجودات که اغلب دیاتوم ها و نانوفیتوپلانکتون ها هستند، ساخت و تولید انواع رایانه ها، ربات ها، ریزتراشه های سیلیکونی در دنیای نانوالکترونیک و زیست حسگرهای هوشمند، متداول است.


بسیاری از موضوعات مهم در گیاه پزشکی مانند تشخیص و شناسایی ، پیش آگاهی ، مبارزه و مهار، قرنطینه و تا حدودی ترویج ، بی شباهت به مفاهیم پلیسی نیستند. از این رو شناخت و همچنین بهره مندی از قابلیت های کم نظیر نانوپلیس های جلبکی برای گیاه پزشکی ، امروز از اهمیت ویژه ای برخوردار است.از سوی دیگر می دانیم که بسیاری از الگوهای فنی در نانوفناوری ، مرهون ساختار ظریف ، ولی توانمند انواع میلیونی جلبک ها هستند.طراحی ، ساخت و تولید ابزار و قطعاتی با دقت مقیاس نانو به طور مصنوعی ، فوق العاده دشوار و پرهزینه است ، ولی با استفاده از این موجودات که اغلب دیاتوم ها و نانوفیتوپلانکتون ها هستند، ساخت و تولید انواع رایانه ها، ربات ها، ریزتراشه های سیلیکونی در دنیای نانوالکترونیک و زیست حسگرهای هوشمند، متداول است.

مفاهیم بنیادین

با پیدایش و پیشرفت علوم و فنون نوین نظیر نانوفناوری ، دانش گیاه پزشکی نیز تحول چشمگیری پیدا کرده است و استفاده فراگیر از انواع نانوکپسول ها، نانوفیلترها، نانوذرات ، نانوکریستال ها و بسیاری موارد دیگر، فقط گوشه ای ناچیز از کاربردهای علوم و فنون نانو در مدیریت تلفیقی آفات است.

 تقریبا همه می دانیم که جلبک ها در مقایسه با پیکر سبز تمامی گیاهان موجود در جنگل ها، مراتع و حتی اراضی کشاورزی بیش از 85 درصد کل فرآیند فتوسنتز را به عهده دارند.

 بنابراین جلبک ها در این زیست کره از نظر تولید مواد اولیه و در نتیجه ذخیره و تبدیل انرژی خورشیدی ، مقام نخست را به خود اختصاص می دهند. به نظر می رسد که میزان جلبک های خشک زی بسیار ناچیز باشد، ولی با یک محاسبه ساده نتیجه بسیار شگفت آور خواهد بود.
به طور کلی در یک هکتار زمین زراعی به عمق 30 سانتی متر که از لحاظ مواد آلی و کانی ها در سطح متوسطی قرار دارد به میزان یک هزارم وزن حجمی خاک ، جلبک وجود دارد، به این ترتیب به ازای هر هکتار زمین زراعی ، حداقل 2000 کیلوگرم جلبک یافت می شود. چنین توان تولیدی در مقایسه با برخی از محصولات دیم ، قابل تامل خواهد بود. این پژوهشگر می افزاید: بعلاوه تنوع زیستی جلبک ها در چنین اراضی ای نیز قابل ملاحظه است به طوری که براساس مطالعات انجام شده در پاکستان بیش از 35 گونه انواع جلبک ها در یک هکتار از سطح زیر کشت ذرت شیرین ثبت شده است.

افزار و شیوه گزینی

جلبک ها به عنوان نوعی افزار، زمینه های بسیار مساعدی را برای تحقیقات فناوری نانو فراهم کرده اند. محصولات متنوعی مانند پوشاک ، وسایل ورزشی و حتی برخی از ابزار پزشکی و قطعات سخت افزاری در رایانه ها و ریزتراشه ها، مرهون چنین فناوری ای هستند.عضو هیات علمی موسسه تحقیقات گیاه پزشکی کشور در این رابطه گفت: از بین انواع جلبک های تک یاخته ای ، دیاتوم ها یا جلبک های قاب سیلیسی مهم ترین گروهی هستند که در این فناوری کاربرد زیادی دارند.
دیاتوم ها دارای ساختار پوسته ای از جنس دی اکسیدسیلیس (SiO2) و با خلوصی بالغ بر 99 درصد در طبیعت اعم از آب های شور، شیرین و انواع خاک ها انتشار وسیعی دارند. دیاتوم ها بسیار متنوعند و تاکنون یکصد هزار گونه از آنها شناسایی شده اند و تنوع زیستی آنها را تا حدود یک میلیون گونه برآورد کرده اند.

 یکی از عوامل ساختاری مهم در این گروه از جلبک ها که مسیر پیشرفت نانوفناوری را فراهم کرده اند، وجود تزیینات فوق العاده متنوع و همچنین دانه بندی بسیار دقیق و ظریف در پیکر آنهاست.

بی شک ساختن اشکال هندسی با چنین دقتی در مقیاس نانو، بسیار دشوار است ، بنابراین تنوع میلیونی و همچنین وفور دیاتوم ها چنین موضوعی را برای متخصصان به طور قابل ملاحظه ای تسهیل کرده است. با توجه به ویژگی های فیزیکی دیاتوم ها، از آنها می توان به عنوان اجزای یک ماشین مجهز استفاده کرد، البته با این تفاوت که تولید چنین افزاری از لحاظ کمیت و کیفیت بسیار فراتر از فناوری متداول است.

از سوی دیگر، صرفه جویی اقتصادی با تاکید بر مصرف بهینه از مواد اولیه دلیل دیگری برای رشد و توسعه چنین فناوری ای خواهد بود. هم اکنون استفاده از پودر خالص پوسته های سیلیکاتی دیاتوم های ویژه ای برای مبارزه غیرشیمیایی با برخی آفات انباری بویژه در مراکزی نظیر بیمارستان ها و آسایشگاه ها که به هیچ وجه نمی توان از روش های شیمیایی یا بیولوژیکی استفاده کرد، توصیه می شود. چنین آفت کشی با تزیینات بسیار ظریف همچون تیغه های شیشه ای به طور فیزیکی پوست سخت و کیتینی آفات را خراش می دهند و با افزایش گرمای ناشی از تنفس زیاد در نهایت موجب انهدام آنها می شوند.

 نانوکپسول ها، کاربردهای ارزشمندی را برای گیاه پزشکی نوین به ارمغان آورده اند. دیاتوم ها همچون جعبه های بسیار کوچک و با ساختاری بسیار مقاوم و در عین حال خنثی ، می توانند بهترین حامل سموم شیمیایی قوی باشند. به این طریق هنگام سم پاشی ، علاوه بر آن که میزان مصرفی سموم به حداقل ممکن می رسد بلکه به دلیل موضعی و متمرکز بودن تماس با آفات ، بسیار موثرتر خواهد بود. چنین موضوعی با توجه به پارامترهای زیست محیطی اعم از محیطهای طبیعی و انسانی نیز از اهمیت خاصی برخوردار است.

کاربرد انواع نانوفیتوپلانکتون ها بویژه در طراحی و ساخت نانوحسگرها، روند صعودی دارد، زیرا تسهیلات قابل ملاحظه ای را در جهت تدوین الگوهای نانوزیستی برای ردیابی ناهنجاری ها در ا******************یستم های زراعی و دیگر مناطق انسان ساخت فراهم کرده است. اکنون بیش از 14 مرکز تحقیقات بین المللی در زمینه دیاتوم نانوفناوری فعالیت دارند. آشکارسازی و مهار جلبک های مزاحم در منابع آب و آبیاری با استفاده از سامانه هایی معروف به نانوچک ، فقط یکی از موارد کوچک در چنین مراکزی است.

رهیافت ها و رویکردها

شاید شگفت آفرین باشد، آن هم وقتی که بدانیم برخی محصولات رایانه ای جدید مانند صفحات نمایشگر انعطاف پذیر یا وسیله جیبی ای بسیار کوچک برای ذخیره اطلاعات با ظرفیت های فوق العاده زیاد به نام کول دیسک و بسیاری دیگر از اختراعات جدید، از طریق فرآیند نانوفناوری روی همین جلبک های تک یاخته یعنی دیاتوم ها به وجود آمده اند.  بنابراین با توجه به اهمیت جلبک ها در این زمینه ، شایسته است که کشاورزی سنتی و صنعتی برای توسعه پایدار فناوری های جدید نهادینه شود؛ زیرا مناسب ترین جایگاه برای چنین تحقیقاتی ، کشاورزی پیشرفته بویژه در زیربخش های گیاه شناسی و با تخصص الکتروبتانی است.

اگرچه ممکن است برای برخی علاقه مندان به کشاورزی نوین ، همچنان هویت جلبک ها بویژه دیاتوم ها مبهم باشد، اما کافی است یادآوری شود که تمامی شیشه های مرغوب برای عینک ، عدسی ها، ظروف کریستالی و انواع رنگ های متالیک و صدها محصول صنعتی دیگر، برگرفته از خواص فیزیکی شیمیایی همین پوسته سیلیسی دیاتوم هاست.

 سیلیس پس از اکسیژن ، بیشترین عنصر کره زمین است و به لحاظ اهمیت منابع طبیعی تجدیدشونده و همچنین افزایش تقاضا به انواع محصولات کشاورزی ، کشت و پرورش خالص انواع جلبک ها، اجتناب ناپذیر است.

 رسوبات گوناگون بویژه در پشت سدهای آبی ، نظیر سد امیرکبیر در کرج سرشار از انواع دیاتوم هاست. بهره مندی از چنین منابع ارزشمندی علاوه بر اقتصادی بودن ، رعایت استانداردهای محیط زیست را نیز در سطوح ممتازی به همراه خواهد داشت. از سوی دیگر، دانش پایه در پیشبرد چنین نگرشی بسیار اهمیت دارد و به نظر می رسد که در این خصوص ، گیاه شناسی الکترونیک (Electrobotany) نقش کلیدی را به عهده داشته باشد، زیرا مبانی الکترونیک در مقیاس پیکو یا کسری از آن است و به همین دلیل دنیای نانو را حداقل 1000 برابر دقیق تر و واضح تر می بیند.

در آینده ای نه چندان دور، دستگاه های خیلی پیشرفته ای همچون نانوبیوراکتورها در کشت و پرورش خالص بسیاری از این جلبک های مفید، نقش حیاتی خواهند داشت و در حقیقت می توانند نویدی برای کشاورزی پویا و پایا باشند.

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ۱٠:٢٢ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/۱٠/٢۱

 

لوبیا چشم بلبلی

این لوبیا یکی از قد یمترین انواع لوبیا هاست که بسیاری از مردم

دنیا آن را به صورت پخته یا همراه با برنج در شب سال نوی خود

می خورند و اعتقاد دارند که خوردن لوبیا چشم بلبلی در شب سال

نو می تواند برای آنها شانس و خوشبختی بیاورد! معمولا محصول

لوبیا چشم بلبلی در معرض آفت ها و حشره ها و بیماری ها قرار

نمی گیرد وبه همین خاطر از شر سم پاشی و تر کیب های آفت کش

در امان می ماند و از این نظر می تواند گزینه مناسب و سالمی برای

تهیه غذا های شما باشد این نوع لوبیا در کشور های آسیایی کشت می شود

وار قرن ۱۷ به بعد کشت آن در مناطق جنوبی قاره آمریکا هم آغا ز

شد در ضمن لوبیای چشم بلبی بیشترین مقدار پر و تئین را در میان گروه

لوبیا ها دارد…

لوبیا چیتی

لوبیا چیتی که به آن لوبیای رومی هم می گویند  یکی  از محبوب ترین  لوبیا ها در بین

ایتا لیایی ها.و پر تغا لی ها و تر کیه ای هاست.. خیلی ها معتقدند که طعم این لوبیا نسبت

به لوبیای سفید و حتی قرمز بهتر است و با خوردن آن کمتر دچار نفخ می شوند اما هنوز شواهدی

که نشان بدهند کدام یک از انواع لوبیا ها نفاخ تر هستند به دست نیامده است آمینو اسید فراوان موجود

در لوبیا چیتی آن را به یک منبع خوب و عالی برای در یافت پر وتئین و جا یگزین مناسبی برای انواع

گوشت ها تبد یل کرده است بنابراسن شما می توانید گاهی هم از این نوع لوبیا به جای گوشت در برنامه

غذایی تان  کمک بگیرید! یادتان باشد که لوبیا چیتی از نظر مقدار فیبر بر سایر لوبیا ها برتری دارد

لوبیا سفید

لوبیا سفید. خوراکی محبوب امریکایی ها و انگلیسی ها ست! نتایج تحقیقات نشان داده استکه مصرف

منظم وبه اندازه لوبیا سفید می تواند سطح کلسترول خون را پایین بیاورد و یک ماده ضد با کتری مناسب

 محسوب می شود به علاوه لوبیا سفید بهترین منبع در یافت اسید  فولیک است و مواد مغذی موجود در آن

می توانند رشد سلول های سر طانی را در بدن به تعویق بیندازند فراموش نکنید که لوبیا سفید در مقایسه

با سایر لوبیا ها بیشترین مقدار سد یم را دارد

 

لوبیا قرم

 

لوبیا قرمز که بخاطر شکل و شمایلش به ان لوبیای فلفلی یا لوبیا کلیوی

هم می گویند بومی نواحی شمال کشور هند است این لوبیا در بین آمریکایی ها

طرفداراران بسیاری دارد لوبیا قرمز هم مانند برخی از انواع لوبیا های دیگر حاوی

ماده امسمو میت زایی به نام فیتو هائما گلو تینین است که این ماده سمی… تنها  با ده 

 دقیقه جوشیدن از بین می رود بهتر است شما برای از بین بردن ای ماده سمی لوبیا 

قرمز را به طور کامل وبا دمای حداقل هشتاد درجه سانتی گراد بجوشانید در ضمن هر صد

گرم از لوبیا قرمز ۳۳۳ کیلو کالری انرژی دارد و این مقدار با سایر لوبیا ها بیشترین رقم است

لوبیا سیاه

طعم لوبیا سیاه طمعی بین گوشت قرمز و قارچ است که این طعم منحصر به فرد

 باعث محبوبیت این نوع لوبیا در میان بسیاری از افراد در کشور های جنوبی قاره آمریکا

مانند برزیل و مکزیک شده است  مردم کوبا و امریکا ی شمالی بیشتر از این لوبیا برای

تهیه سوپ های رسمی شان استفاده می کنند و گاهی آن را به صورت پخته وبه عنوان وعده

صبحانه یا حتی شام مصرف می کنند. لوبیا ی سیاه یکی از  غنی ترین منابع در یاف انواع

آنتی اکسیدان هاست واز این نظر یک ماده غذایی ضد سرطان محسوب می شود. یادتان باشد

که این لوبیا از نظر اسید فولیک بر دیگر لوبیا ها بر تری دارد

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٤:۱٩ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۱٠/۸

 

لوبیا با نام انگلیسی common bean از راسته Rosales خانواده leguminosae و زیر خانواده Papilionidae و شاخه phaseolae و زیر شاخه Phaseoliae و جنس phaseolus می‌باشد.

لوبیای معمولی با نام علمی phaseolus vulgaris L. ، گیاهی است یکساله و علفی که دارای ساقه بندبند می‌باشد(تعداد بندها و فاصله آنها بستگی به تیپ لوبیا دارد). لوبیا گیاهی خودگشن بوده و گونه‌های مختلف آن از نظر شکل بوته، طول و غلاف و تعداد دانه در غلاف و اندازه دانه با هم متفاوت می‌باشند.

تعداد کروموزهای لوبیا 22=n2 می‌باشد. دانه لوبیا در رنگهای مختلف مانند سفید، قرمز، صورتی، بنفش، کرم، خاکستری، قهوه‌ای، کرم با لکه‌های قرمز، سیاه و ابلق ظاهر شده و شکل دانه‌ها نیز قلوه‌ای، کروی و استوانه‌ای و یا ترکیبی از آنها دیده می‌شود.

این گیاه دارای پنج گونه زراعی و حدود 50 گونه وحشی است.

لوبیا از نظر الگوی رشد growth habit به چهار تیپ به شرح زیر تقسیم می‌شود:

تیپ کاملا بوته‌ای Type Determinate Bush

این تیپ بوته ای خود دارای 2 فرم می باشد.

الف) بوته هایی با ساقه و شاخه های مستقیم و قوی

ب) بوته هایی با ساقه و شاخه های ضعیف

در این تیپ با تشکیل اولین گل در انتهای ساقه، رشد ساقه متوقف می شود.

تیپ بوته‌ای با کمک پیچک Type Indeterminate Bush

این تیپ دارای ساقه و شاخه های مستقیم بوده و دارای 2 فرم می باشد.

الف) فرم بوته ای بدون ساقه بالا رونده

ب) فرم بوته ای با ساقه بالا رونده

تیپ نیمه رونده خوابیدهType Indeterminate Bus

این تیپ دارای ساقه و شاخه های ضعیف، خوابیده و رونده می باشند و دارای دو فرم هستند:

الف) فرم بوته ای با شاخه های کوچک که توانایی بالا رفتن را ندارند.

ب) فرم بوته ای با شاخه های بلند که توانایی بالا رفتن را دارند.

تیپ کاملا رونده Type Indeterminate Climbing

این تیپ دارای ساقه های بلند و شاخه های پیچ خورده و ضعیف می باشند و دارای 2 فرم است:

الف) غلاف ها در تمام طول گیاه پراکنده هستند.

ب) غلاف ها در قسمت بالایی گیاه تمرکز دارند.

مراحل رشد و نمو لوبیای معمولی

بطور کلی می توان مراحل مختلف رشد و نمو لوبیا را به دو مرحله رشد روشی (V) و رشد زایشی (R) تقسیم کرد:

مرحله رویشی (Vegetative)

مرحله V0 (جوانه زنی): این مرحله از زمانی که بذر مقدار کافی رطوبت برای جوانه زنی در اختیار داشته باشد آغاز می شود که منطبق با اولین آبیاری است.

مرحله V1 (سبز شدن): این مرحله زمانی آغاز می شود که لپه های گیاه در سطح خاک ظاهر
می شود.

مرحله V2 (تشکیل برگ های اولیه): این مرحله هنگامی آغاز می شود که برگ های اولیه گیاه ظاهر شوند. برگهای اولیه تک برگی و متقابل هستند.

مرحله V3 (تشکیل اولین سه برگچه): این مرحله هنگامی آغاز می شود که اولین سه برگچه ای کاملاً ظاهر شده و برگ ها باز و مسطح باشند.

مرحله V4 (سومین سه برگچه): مرحله ای است که سومین سه برگچه ظاهر شود. از این مرحله به بعد برخی از ساختمان های رویشی از قبیل ساقه، ساقه های فرعی و برگ های سه برگچه ای تشکیل می شود. این مرحله یکی از طولانی ترین مراحل رشد لوبیاست و تا زمان تشکیل غنچه ادامه دارد.

مرحله زایشی (Reproductive)

مرحله R5 (غنچه دهی): با تشکیل اولین غنچه آغاز می شود.

مرحله R6 (گل دهی): هنگامی آغاز می شود که اولین گل در گیاه باز شده باشد، اولین گل باز شده در محلی است که اولین جوانه گل تشکیل شده باشد. این مرحله کوتاه است و 4 تا 6 روز طول
می کشد.

مرحله R7 (تشکیل غلاف): زمانی است که اولین غلاف در گیاه تشکیل شده باشد.

مرحله R8 (پر شدن غلاف): زمانی است که حفره های غلاف ها از نظر اندازه کامل شده و حداکثر وزن خود را داشته باشد و پر شدن دانه ها یا غلاف شروع شود.

مرحله R9 (رسیدگی): در این مرحله غلاف ها تغییر رنگ داده و می رسند. برگ ها در تمامی قسمت های گیاه زرد و خشک شده و می افتند و محتوای آب بذر 15 درصد یا کمتر می باشد.
 
برای آماده و تهیه کردن زمین جهت کاشت لوبیا، در پاییز سال قبل بایستی اقدام به اجرای یک شخم عمیق نمود و البته عمق شخم در مورد گیاه لوبیا نبایستی از حدود 30 سانتی متر کمتر باشد. کودهای آلی گیاهی نپوسیده و لازم را همراه این شخم می توان زیر خاک نمود تا وقت کافی برای پوسیدن داشته باشند. پس از این شخم تا بهار خاک را به همان حال باقی می گذارند و در بهار یک شخم سطحی را در مزرعه اجرا کرده و به کمک دیسک کلوخه ها را خرد می کنند.

در کشت لوبیا دو روش بذر کاری ردیفی و کپه ای متداول است.

در کشت ردیفی فاصله جوی ها و پشته ها را معمولاً 50 سانتی متر از یکدیگر اختیار می کنند و بذور را به فواصل 15-10 سانتی متر روی خطوط با ماشین بذرکار می کارند.

در کشت ردیفی اگر جوی و پشته ها با دست تهیه شده باشند بذور را می توان با دست کشت نمود.

در روش بذر کاری کپه ای پس از آماده نمودن زمین پشته هایی به فواصل 75-45 سانتیمتر درست نموده و سپس در روی آنها سوراخهایی به فاصله 40-30 سانتیمتر از یکدیگر ایجاد کرده و در هر سوراخ یا کپه تعداد 6-5 بذر قرار می دهند.

عمق کاشت به شرایط آب و هوایی، درشتی و ریزی بذر، قوه نامیه و قدرت جوانه زدن بستگی دارد.

در اراضی رسی عمق کاشت کمتر از اراضی شنی است.

معمولاً 5-4 برابر طول بذر را جهت عمق کاشت در نظر می گیرند

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٤:۱٦ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۱٠/۸

 


لوبیابا نام انگلیسی Common Bean از راسته Rosales خانواده Leguminosae زیر خانواده Papilionidae شاخه Phaseolae زیر شاخه Phaseoliae و جنس Phaseolus میباشد . بیش از پنجاه گونه از جنس Phaseolus وجود دارد . لوبیا سازش خوبی با ارتفاعات و مناطق مختلف در جهان دارد . و در 7 – 5/5 = PH می تواند کشت و زراعت شود .


الف- کاشت لوبیا


در ایران کاشت لوبیا معمولا در بهار و با تراکم ده سانتی متری و فواصل ردیف کاشت 50 سانتی متر انجام می گیرد .


ب‌- تناوب زراعی لوبیا


در سیستم زراعی بهترین تناوب زراعی لوبیا با غلات مانند گندم وجو می باشد. لوبیا ازت هوا را در خاک توسط باکتریهای مخصوص بنام Rhizobium phaseolie تثبیت می نماید که باعث حاصلخیزی خاک می شود . باید توجه نمود که لوبیا نباید با گیاهان غده ای و ریشه ای از جمله پیاز و سیب زمینی کشت شود زیرا احتمالآلودگی قارچی برای لوبیا زیاد خواهد شد .


ت‌- علف های هرز و کنترل آن


کنترل علف های هرز در لوبیا بسیار حائز اهمیت است و از سموم مختلف مانند ترفلان به میزان 5/1 در هزار قب از کاشت وی توان استفاده نمود از سموم علف کش بعد از کاشت در لوبیا هنوز اطلاعات دقیقی در دست نیست .


ث‌- روش های آبیاری


1- آبیاری غرقابی: این نوع آبیاری در مناطقی که کشت بصورت سنتی انجام می گیرد , متداول است برای انجام این روش آبیاری ابتدا مزرعه به قطعات کوچکی تقسیم و کرت بندی می گردد و سپس کرتها پر آب و غرقاب می شوند .


2- آبیاری نشتی: این نوع آبیاری در مزارعی که کشت به صورت ردیفی و خطی انجام می گیرد مورد استفاده است . در این روش از جوی و پشته استفاده شده که باعث می شود آب بطور یکنواخت جریان یابد و از سله خاک جلوگیری گردد .


3- آبیاری تحت فشار: بهترین روش آبیاری تحت فشار آبیاری بطری Sprinkler می باشد که آب بصورت قطراتی به روی زمین پاشیده می شود البته آبیاری های دیگر این روش مانند Wheel Move و غیره تحت بررسی می باشد به هر صورت در این نوع آبیاری آب تحت فشار قرار گرفته و از نازل ها بصورت باران یا قطرات به روی مزرعه پاشیده می شود . روش بسیار مفیدی است و هزینه های کارگری را کاهش داده بخصوص از اتلاف آب جلوگیری می گردد .


ج‌-داشت و برداشت لوبیا


داشت لوبیا :


یکی از مهمترین عوامل تولید , داشت لوبیا است آبیار به موقع, مراقبت های زراعی مانند سمپاشی , کوددهی و کولتیواتور می تواند نقش بسزایی در افزایش عملکرد ایفاء کند . در خصوص تعیین حساسترین مراحل رشد لوبیا نسبت به تنش خشکی تحقیقات بسیاری انجام گردیده است از آنجمله مککیو ریوز (1962) در یافتند که لوبیا در مرحله قبل از گلدهی به خشگی حساس هست و سنگ کارا (1994) بیان نمود که با افزایش تنش خشکی, نقصان رشد رقم های خوابیده بیش از رقم های ایستاده است و تنش قبل از گلدهی نسبت به بعد از گلدهی عملکرد را بیشتر کاهش می دهد. اساسا مبارزه با علف های هرز و, سله شکنی زمین , سمپاشی و کود پاشی به موقع در افزایش کیفیت و کمیت محصول لوبیا اثر دارد و در مزارعی که این اعمال انجام نمی گیرد عملکرد کمی و کیفی محصول پائئن می آید . معمولا بر علیه آفات , مانندشته و تریپس از سم متاسیتوکس به میزان 5/1 در هزار استفاده می شود و بر علیه کنه ها از سم کلتان می توان استفاده نمود .


برداشت لوبیا :


برداشت لوبیا زمانی انجام می گیرد که حدود 80 % غلاف ها تغییر رنگ داده و زرد شده باشند . برداشت لوبیا به دو صورت برداشت سنتی و برداشت مکانیزه صورت می گیرد .


منابع مورد استفاده


1- آمار نامه fao – 1992


2-آمار نامه وزارت کشاورزی سال 1373


3-گزارشات طرحهای تحقیقاتی حبوبات در استان مرکزی


4-موسسه تحقیقات اصلاح وتهیه نهال و بذر بخش تحقیات حبوبات

"ردیفهای کشت لوبیا 25سانتی متر مناسب تر است . قبل از کاشت یک آبیاری صورت میگیرد وهنگامی که زمین گاورو شد اقدام به کاشت می کنند (چه در روش دستی که با چهار شاخ صورت میگیرد چه در روش مکانیزه)و تا زمانیکه گیاه سر از خاک بر نیاورد به آن آب نمیدهند هنگامی که 70% برگ اولیه گیاهچه ها بیرون از خاک بود به آن آب میدهند بعد 3تا4 آب ،آن را در تنش قرار میدهند تا رشد رویشی آن کنترل ومحدود شده وریشه ها عمقی نفوذ نمایند. در زمان تشکیل تشکیل گل به تنش خشکی حساس است ونباید در تنش قرار گیرد . ظاهرا"کولتیواتور به ریشه های لوبیا آسیب میزند وبا فاصله 50سانت میشود اقدام کرد ولی این فاصله عملکرد خوبی نداشته زمین خالی میماند . از کود ازته نیز فقط در مرحله استارتر (کشت )بر اساس آزمون خاک استفاده شود .چون فعالیت ریزوبیومها ی ریشه را مختل میکند .سعی شود در زمان گلدهی هیچگونه سمپاشی یا محلول پاشی کودی صورت نگیرد در صورت اظطرار از سم پریمور جهت مبارزه با شته وتریپس استفاده گردد در زمان سمپاشی به اندازه ته استکان مایع ظرفشویی در 400لیتر آب مورد استفاده برای سمپاشی ،اضافه گردد(برای پخشیدگی بیشتر وچسبندگی سم روی برگ)

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٤:٠۸ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۱٠/۸

 

گردو، گیاهی از خانواده Juglandaceae و جنس Juglans است. این جنس دارای 21 گونه می باشد که همگی خزان دار و دارای میوه خوراکی هستند.برخی از این گونه ها از نظر چوب نیز با ارزش می باشند. مهمترین گونه از نظر میوه، گردوی ایرانی (Juglans regia) و مهمترین آنها از نظر چوب، گردوی سیاه شرق آمریکا( J.nigra) است.سایر گونه ها به طور غیرمستقیم اهمیت اقتصادی دارند.


تولید گردو در ایران وجهان

گردو،در عرض جغرافیائی 39-29 درجه شمالی و طول جغرافیائی 64-45 درجه شرقی، از زمینهای کم ارتفاع تا مناطقی با ارتفاع 2500 متر، به صورت اهلی یا وحشی در شمال، ومرکز کشور ایران یافت می شود. باغهای گردوی کشور به میزان وسیعی در دامنه های رشته کوههای البرز، زاگرس، لاله زار و جبال بارز یافت می شود. اکثر درختان حاصل کشت بذر (دانهال) بوده و به همین دلیل تنوع زیادی را در صفاتشان نشان می دهند. بطوری که می توان تنوعی از صفات خوبی نظیر زود به بار نشستن، باردهی بر روی شاخه های جانبی بزرگ بودن مغز و سایر صفات با ارزش را در این ژنوتیپ ها پیدا کرد.

ارقام عمده تجاری گردو در ایران

عمده ترین ارقام تجاری گردو در ایران عبارتند از:
فرانکت – لارا- پدرو- هرتلی – سر – روندرنتی ناک – وینا – وینا – چندلر –Z67–Z63–Z30–Z60–B63/1–B4/73/2
که مشخصات برخی از ارقام فوق در ذیل ذکر می گردد:

رقم فرانکت:
فرانکت واریته ای است قدیمی و بومی فرانسه، این واریته با توجه به عوامل محدود کننده خاک و اقلیم برای اغلب مناطق گردو خیز بخصوص برای احداث نهالستانهای نیمه گسترده تا گسترده در سطح وسیع و تجاری ، به منظور تهیه گردوی خشک وتازه و مغز گردوی مرغوب، بسیار مناسب وقابل توصیه است. فرانکت زود به بار می نشیند، محصول فراوان می دهد.( حدود 3 تا 4 تن در هکتار در سال)

رقم لارا:
ظرفیت باردهی لارا بسیار بالا و حداقل تا 50٪ پیش از فرانکت است. میوه های آن جانبی و بسیار زودرس است. میوه لارا به دلیل زودرسی ، بیشتر تازه مصرف می شود، طعم مغز گردوی آن معمولا بسیار مطبوع و رنگ آن روشن است. لارا را باید در مناطق سالم، عاری از یخبندان بهاره ، در خاک بسیار مرغوب و دارای آبی فراوان کاشت.

رقم پدرو:
پدرو یک رقم زراعی پرمحصول است اما زود گلی آن نقطه ضعفی است که برای کشت در مناطق سرماخیز ایجاد محدودیت می کند. میوه پدرو جانبی و کیفیت آن متوسط است.

رقم هرتلی:
واریته ای است که زود به بار می نشیند و مانند واریته پدرو فقط در مناطقی که بهاره رخ نمی دهد کاشته می شود. میوه آن نیم زودرس و دارای کیفیت مطلوب است و بیشتر به مصرف تازه خوری می رسد، میوه هرتلی پیش رس است و محصولی منظمو مطلوب دارد.
 
ازدیاد گردوی پیوندی


الف) تولید پایه بذری:

1- آماده سازی بذر برای کاشت:
بذرها را از درختانی انتخاب نمود که سالم، دارای قدرت رشد خوب وترجیحا زودبارده باشند. سوراخ قاعده پوست چوبی دانه ها باید تا حد امکان بسته تر باشد. درصدمغز (نسبت مغز به پوست) باید بالای 50 درصد باشد. ضخامت پوسته چوبی باید متوسط تا ضخیم باشد. مغز گردو باید به رنگ کرم روشن، فاقدفرورفتگی های فراوان و دارای طعم ومزه خوب باشد و به آسانی از پوسته چوبی و دیواره های داخلی جدا شود(اصطلاحا سوزنی نباشد). بذرهای گردو برای جوانه زنی نیازمند سپری کردن یک دوره سرمائی می باشند که این نیاز سرمائی با قرارگیری آنها بمدت 8-6 هفته در دمای حدود 5 درجه (دمای یخچال) در شرایط مطلوب برطرف می شود. درطول این دوره ، از خشک شدن بذرها ، باید جلوگیری شود .هوای کافی باید به بذرها برسد.
پس از این عملیات بذرها آماده کاشت می باشند.

2- کاشت بذر در خزانه:
معمولا بذرهای گردو را در عمق 10 سانتیمتری وبا فاصله 10 تا 20 سانتیمتر از یکدیگر در کنار جویهائی به پهنا و ارتفاع حدود 20 سانتی متر و پشته هائی به پهنای 80 سانتی متر می کارند برخی از خزانه دارها روی هر پشته دو ردیف بذر می کارند. قبل از کاشت بذر باید زمین را آبیاری کرد و چند روز به حال خود گذاشت تا رطوبت آن به حد تعادل برسد وباصطلاح گاورو شود. بذرها را باید در محدوده خط داغ آب (یعنی با فاصله حدود 15 سانتی متر از کنار جوی) بر روی پشته ها کاشت. اگر رطوبت خاک خیلی زیاد باشد، دانه های گردو پوسیده وفاسد می شوند واگر رطوبت آن خیلی کم باشد ، رویش دانه به تاخیر می افتد بهترین حالت قرارگیری بذر در زمین حالتی است که دانه گردو به پهلو بر روی زمین قرار داده شود. در این حالت درصد جوانه زنی بذرهای گردو افزایش می یابد. معمولا در یک هکتار خزانه می توان حدود 100 هزار اصله نهال تولید کرد که 50 تا60 هزار از آنها قابل کاشت در زمین اصلی هستند.بطور معمول بلندی نهالهای یکساله در خزانه 50 تا 70 سانتی متر است و در دو سالگی بلندی نهالها به 90 تا 120 سانتی متر می رسد.
 
ب). پیوند پایه های بذری گردو

بطور کلی روش پیوند بهترین راه تکثیر غیرجنسی در گردو می باشد. سایر روشهای تکثیر رویشی مثل قلمه، خوابانیدن و ریزازدیادی یا بسختی جواب می دهند و یا به صورت تجارتی متداول نشده است.

عوامل موثر در گیرایی پیوند گردو:

1- پایه (Stock ):
در حال حاضر بهترین پایه برای پیوند گردو در ایران ، پایه گردوی ایرانی
( Juglans regia ) می باشد. این پایه با شرایط اقلیمی کشورمان سازگاری دارد. از پایه های بذری قوی دوساله که پوست آن براحتی از چوب جدا می شود می توان برای پایه پیوندی استفاده نمود.

2- پیوندک ( Scion):
معمولاً پیوندک از بهترین ارقام گردو تهیه می گردد که باید از ارقام با باردهی جانبی (Lateral) ، دارای پوست نازک، مغز روشن و توپر، پرمحصول و مرغوب ودیربرگده پیوندک تهیه شود. درکشورمان با توجه به تحقیقات انجام گرفته در سالیان اخیر،ژنوتیپ ها و ارقامZ63، Z67، Z30، Ronde de Montignac، Chandler، Lara، Pedro، و Hartleyمورد تایید تحقیقات بوده و دارای خصوصیات مطلوب کمی و کیفی هستند. البته از ژنوتیپهای برتر استانها که مورد تایید مدیریت باغبانی و کمیته فنی نهال بوده و دارای خصوصیات فوق الذکر باشند نیزمی توان پیوندک تهیه نمود.

3- نوع پیوند ( Type of grafting):
پیوند گردو به دو صورت انجام می گردد:
الف – پیوند شاخه ( Grafting ) که در فصل خواب و زمستان انجام می شود.
ب – پیوند جوانه ( Budding ) که در فصل بیداری و در بهار و تابستان انجام می شود.

4- دمای مناسب پیوند گردو:
محدوده دمایی مناسب برای پیوند گردو بین 30-20 درجه ( دمای مطلوب 26 درجه)
می باشد. بایستی زمان پیوند را طوری انتخاب نمود که بعد از عمل پیوند، بمدت 4هفته دمای فوق الذکر موجود باشد تا بیشترین گیرایی پیوند حاصل شود. در پیوند فصل خواب نیز برای تامین دمای فوق الذکر می توان از انرژی برق یاآب گرم استفاده نمود.

5- رطوبت مناسب پیوند گردو:
میزان رطوبت مورد نیاز محیط نیز برای تشکیل کالوس حداقل بین 60-45 درصد می باشد. توصیه می گردد عمل پیوند زنی در صبح زود و روزهای خنک و بدون باد انجام شود. ضمناً در حین انجام پیوند، پیوندک را نباید در معرض نور خورشید قرار داد و برای جلوگیری از خشک شدن باید آنرا در گونی یا حوله مرطوبی پیچید.
ضمناً به منظور حفظ رطوبت و افزایش درصد گیرایی پیوند، ضروری است محل پیوند در خلاف جهت تابش نور مستقیم خورشید قرار گیرد. بهمین دلیل در نهالستانهای شمالی-جنوبی محل پیوند در قسمت شمال شرقی پایه در نظر گرفته میشود.

6- تهیه و آماده سازی پیوندک:
پیوندک از ارقام و ژنوتیپهای برتری تهیه می شود که دارای خصوصیاتی نظیر باردهی جانبی بالا، محصول زیاد، نسبت مغز به پوست بالا، رنگ مغز روشن ، دیربرگدهی و غیره می باشد. معمولاً شاخه هایی با طول 160-60 سانتی متر و قطر 16-10 میلیمتر دارای کیفیت مناسبی برای پیوند شاخه هستند. لذا از شاخه هایی برای پیوند استفاده می گردد که سطح مقطع آنها مدور و گرد بوده و حداقل یک متر طول داشته باشند.

بهتر است برای جلوگیری از خشک شدن پیوندکها، آنها را در داخل خاک اره مرطوب و یا پیت ( Peat ) قرارداده و سپس آنها را در داخل کیسه های پلاستیکی پلی اتیلنی بزرگ( نظیر کیسه زباله ) نگهداری نمود تا رطوبت خود را حفظ نمایند. در پیوند وصله ای بهترین جوانه ها از قسمت های میانی شاخه های یکساله وبا رشد رویشی مطلوب حاصل می شود. همچنین تهیه جوانه از پیوندکهای خشبی سال قبل که در انبار سرد نگهداری شده باشند نیز موفقیت بالایی را نشان داده است.

8- وسایل پیوند زنی و چسب پیوند:
معمولاً برای بستن محل پیوند از نوارهای مخصوص پارچه ای چسبدار، نوارهای پلاستیکی قابل کشیدن و یا لاستیک می توان استفاده کرد.

برای پوشانیدن محل پیوند می توان از چسب پیوند استفاده نمود. همچنین می توان از Latex ، موم، پارافین، چسب باغبانی و رزین نیز استفاده کرد. این مواد باعث حفظ رطوبت پیوند شده و از خشک شدن آن جلوگیری می نماید.

9- پیوند وصله ای ( Patch budding ) :
پیوند وصله ای موفقترین روش در بین پیوندهای جوانه در گردو می باشد. بهترین زمان اجرای این پیوند در کرج و شرایط مشابه آن از نیمه دوم تیرماه تا اوایل مرداد می باشد که درصد موفقیت آن به 60 – 40 درصد می رسد . البته در استانهای شمالی کشور ( مازندران، گلستان، گیلان ) می توان این نوع پیوند را در اواخر مرداد تا شهریور نیز انجام داد که پس از گذراندن زمستان ملایم ، نهالهای پیوندی در بهار سال بعد، موفقیت زیادی در گیرایی پیوند نشان می دهند. در پیوند تیرماه درجه حرارت مناسب بین30- 20 درجه سانتیگراد ( متوسط 26- 25 درجه ) می باشد دو برش افقی بطول 5/2 سانتی متر روی پایه و پیوندک ایجاد نموده البته این برشها باید در منطقه صافی از پایه که حدود 20-10 سانتی متر بالاتر از سطح خاک می باشد انجام شود. سپس بوسیله چاقوی دو تیغه، دو برش عمودی انجام گرفته و پس از آن با دو برش افقی به یکدیگر وصل میگردند. پوست بریده شده به صورت یک قطعه مستطیلی شکل از پایه جدا می گردد.

این عمل باید در روی قسمت جوانه دار ساقه پیوندک نیز انجام گردد. تحقیقات بعمل آمده، استفاده از پایه های 2 ساله در این نوع پیوند مناسب تر است. توصیه می گردد جوانه هایی که برای تهیه پیوندک مورد استفاده قرار می گیرند از شاخه های صافی که مقطع عرضی آنها کاملاً دایره ای شکل و رنگ پوست آنها خاکستری مایل به قهوه ای است (سبز نیست) تهیه گردند. . ضمناً بایستی فقط از جوانه های سالمی که دارای اندازه درشت تا متوسطی هستند جهت پیوند وصله ای استفاده گردد. استفاده از نوار پیوند یا چسبهای نواری و یا پلاستیک مخصوص محل پیوند را طوری می بندند که فقط نوک جوانه بیرون باشد. 8-6 هفته بعد از انجام عمل پیوند می توان نوار پلاستیکی را با احتیاط باز نمود .

10- پیوند امگا:
بهترین زمان انجام این پیوند اواخر زمستان و اوایل بهار است، این پیوند با استفاده خاصی که پایه و پیوندک را بصورت حرف یونان برش داده و داخل یکدیگر قرار می دهد، زده می شود. قرارگیری پایه و پیوندک در یکدیگر ، محل پیوند را در داخل پارافین ذوب شده ایکه حدود 75-80 درجه سانتی گراد حرارت داده است فرو می برند و پس از آن ، محل قرار داده در پارافین را بلافاصله در داخل آب سرد قرار می دهند. در این روش پایه و پیوندک باید یکساله بوده و پس از درآوردن نهالهای پیوندی از خاک باید آنها را به مدت سه هفته در داخل خاک اره مرطوب در اتاقی با دمای 28-26 درجه سانتی گراد و رطوبت نسبی 80٪ قرارداد. سازگاری با هوای بیرون شاخه ها را برای چند روز به یک محیط سایه داری دمای اتاق انتقال داده و سپس تا پائیز بعد آنها را در یک خزانه کاشت. با توجه به اینکه استفاده از این نوع پیوند مستلزم داشتن پایه و پیوندکی با قطر مشخص و یکسان می باشد، ساخت و به کارگیری ماشین های پیوندزنی پیوند امگا در سطح جهانی محدود شده است.

11- پیوند شاخه به کمک روشهای گرمائی:
انجام آزمایشها و تجارب متعدد در خصوص گردو که جوش خوردن پیوندک آن با مشکل مواجه می باشد نشان داده که اگر محل پیوند بمدت حدود 4 هفته پس از انجام پیوند در دما و رطوبت مناسب نگهداشته شود موفقیت گیرایی پیوند بسیار بیشتر می شود. بدین منظور می توان از روشهای مانند هات کالوس مستقیم و غیرمستقیم و کابل گرمازا استفاده نمود.

الف- روش کالوس زایی غیر مستقیم ( Hot callus indirectly )
در این روش دمای محل پیوند در حدود 26-25 درجه سانتیگراد نگهداشته می شود، ولی ریشه ها و جوانه های پیوندک در دمای پایین و حدود 7 درجه نگهداری می شوند. اینکار به منظور جلوگیری از بیداری زود هنگام و قبل از ایجاد ارتباط بین پایه و پیوندک صورت می گیرد. به این منظور محل پیوند در درون شکافهایی که در لوله ای از جنس PVC تعبیه شده قرار می گیرند و از گرمای لوله آب گرم که در درون لوله PVC جریان دارد و یا از گرمای کابلی که بطریق الکتریکی گرمای 27- 24 درجه سانتیگراد تولید میکند ( Hot cable ) بهره مند می شود. برای جلوگیری از خشک شدن پایه و پیوندک آنها را با پارافین پوشش می دهند و یا در خاک برگ قرار می دهند.

ب- روش کالوس زایی مستقیم ( Hot Callus directly )
در این روش ، پس از انجام پیوند، محل پیوند با استفاده از یک کابل با پتانسیل متغیر (BTV-Raychem ) که دمای آن توسط ترموستات در حدود 27 درجه تنظیم می شود گرم نگهداشته می شود. پس از انجام عمل پیوند روی نهالهای یکساله در بهمن و اسفند، محل پیوند با فویل آلومینیومی پوشانده می شود تا دما و رطوبت آن در حد مطلوب حفظ شود.سپس کابل حرارتی (Hot cable ) در محل پیوند قرار می گیرد تا دمای آن را در حدود 27 درجه حفظ نماید.(شکل10) این روش در مقایسه با روش کالوس زایی غیر مستقیم، موفقتر بوده و گیرایی پیوند در آن بیشتر می باشد. ضمناً در این روش نهالها از زمین نهالستان بیرون آورده نشده و در همانجا پیوند می شوند، لذا هیچگونه تنشی به آنها وارد نمی شود و رشد بسیار مطلوبی را نشان می دهند. همچنین توصیه میشود از روشهای مختلف تکثیر در کنار یکدیگر استفاده نمود تا علاوه بر استفاده بهینه از منابع پایه و پیوندک موجود ،میزان موفقیت و راندمان تولید نهال نیز افزایش یابد.
 
استاندارد نهال گردوی پیوندی آماده فروش

- نهال: پیوندی
- پایه : بذری
- ارتفاع نهال پس از سربرداری :80- 60 سانتیمتر
- ارتفاع محل پیوند تا سطح خاک: 30-20 سانتیمتر
- میانگین قطر نهال: حداقل 5/1 متر
- ویژگیهای خاص تنه نهال( نهال یک تنه):صاف وسالم وبدون هرگونه شکاف، یا خوردگی ویا آثار صمغ
- تعداد شاخه فرعی:5-3
- فاصله شاخه های فرعی از هم: 5
- طول شاخه فرعی: 15 سانتیمتر
- فاصله اولین شاخه تا سطح خاک:50 سانتیمتر
- طول ریشه اصلی: 40-30 سانتیمتر
- تعداد ریشه فرعی: حداقل 5
- طول ریشه فرعی: حداقل 15
- عمر نهال: 2-3 سال
- بسته بندی: 25 اصله ای
 
دستورالعمل مراقبت و نگهداری از ژنوتیپ های برتر گردو





درختان و ژنوتیپ های برتر شناسائی شده می توانند پیوندک بطور موقت مورد استفاده قرار گیرند، از اینرو لازم است برای این درختان مراقبت های ویژه ای به شرح زیر بعمل آید:


1- آبیاری:

1-1- آبیاری در پائیز پس از برداشت محصول از اولویت خاصی برخوردار است. حتی توصیه میگردد که در طول زمستان چند نوبت آبیاری کامل صورت گیرد تا آب کافی در اعماق ریشه برای رویش اول بهار ذخیره گردد. مهمترین اثر آبیاری زمستانه بهره گیری از تاثیر مثبت یخبندانها برای از بین بردن لارو، شفیره وپوره حشراتی است که زمستان گذرانی خود را در خاک پای درختان انجام میدهند و آبیاری بسیار موثر و مفید می باشد. بدینوسیله با یک هزینه بسیار کم، یک مبارزه بیولوژیکی اساسی در مورد بعضی از آفات انجام میگیرد.

2-1- آبیاری در طول فصل رویش: باید براساس برنامه منظم و با دقت صورت گیرد و توصیه میگردد بفاصله نیم متر یا بیشتر از یقه درخت باشد.

3-1- دور آبیاری: معمولاً براساس سهم و گردش نوبت آب درختان باغ از جمله درخت مورد نظر آبیاری میگرددولی بهتر است که آبیاری بر اساس نیاز و سن درخت صورت گیرد. باید سعی شود درخت گردوی هرس شده برای تولید پیوندک، بطور منظم هر 10 تا 15روز( بسته به فاصله بارندگیها، خشکیدگی و شرایط محیط) یکبارآبیاری گردد مگر زمانی که بارندگی کافی داشته باشیم که ممکن است آبیاری بتعویق انداخته شود. از اواسط اردیبهشت ماه در اکثر مناطق با قطع بارندگیها تا پایان شهریورماه می بایستی آبیاری با دقت بفاصله7 تا 10 روز انجام شود. بخصوص از نیمه دوم خرداد ماه تا آخر شهریور ماه که هوا گرم میباشد نباید در آبیاری کوتاهی کرد. البته باید در نظر داشت آب اضافی بخصوص در فصل گرم درمحوطه ریشه برای مدت زمان طولانی باقی نماند چون باعث پوسیدگی ریشه ها وعامل بروز بیماریهای مختلف از جمله فیتوفترا و آرملاریا خواهد شد. بنابراین تنظیم فاصله و مقدار آب آبیاری با توجه به شرایط خاکی و سن درخت از اهمیت زیادی برخوردار است.
 
2- کوددهی:

1-2- برای بهره گیری از هرس انجام شده بهتر است نسبت به تقویت درخت برای رشد بهتر و تولید شاخه های بیشتر از کودهای آلی و شیمیائی استفاده نمود. البته کودپاشی نوبت اول بهتر است در نیمه دوم اسفندماه و بصورت چال کود داده شود، برای هر درخت با توجه به سن آن و حجم تاج و درصد هرس میبایستی مقدار کود تغییر کند. چون اکثر مناطق گردوکاری کشور دارای خاکهای آهکی و pH بالا میباشد لذا بهتر است کوددهی بشرح زیر انجام شود(نوبت اول بصورت چال کود).

درخت جوان 15 تا 20 ساله درختان مسن تر
1- کود کامل 2 کیلوگرم 3 کیلوگرم
2- سولفات آمونیوم 25/0 کیلوگرم 5/0 کیلوگرم
3- گوگرد کشاورزی 1 کیلوگرم 2 کیلوگرم
4- سولفات روی 25/0 کیلوگرم 5/0 کیلوگرم
5- سولفات آهن 25/0 کیلوگرم 5/0 کیلوگرم

درصورت در دسترس بودن کودحیوانی حتماً باید از کود حیوانی پوسیده برای پرکردن چاله ها استفاده کرد، محل چاله ها در محدوده سایه انداز و با توجه به مقدار کود و سن درخت از 5 تا 10 چاله میتواند تغییر نماید.


2-2- کود سرک : در صورت در اختیار بودن آب کافی میتوان در نیمه دوم اردیبهشت ماه به هر درخت یک تا دو کیلوگرم کود سولفات آمونیوم بصورت سرک در محدود سایه انداز بصورت نواری داد ولی حتماً باید سعی شود بعد از آن اضافه کردن کود آبیاری انجام شود.
 
 
3- آفات و بیماریها:

1-3- در مورد آفات حتی المقدور باید سعی شود از مبارزه شیمیائی استفاده نشود ولی در صورت لزوم برای بعضی از آفات مثل شته سبز و یا شته خالدار لازم است در صورت طغیان، مبارزه صورت گیرد، البته این آفت تقریباً در همه جا دیده میشود ولی انگلها و شکارچیان مناسبی نیز در مناطق مختلف دارد، لذا بهتر است پس از بروز آفت، چند نوبت بازدید بعمل آید، در صورتیکه تعداد شته سالم روی هر برگچه از 15 تا 20 عدد بیشتر باشد، با نظارت کارشناسان حفظ نباتات به مبارزه با این آفات اقدام شود.
- آفت مهم دیگری که مبارزه مکانیکی و شیمیایی لازم دارد، لارو پروانه فری ( کرم خراط) در مناطق کم ارتفاع و همچنین مناطق گرم می باشد که لازم است قبل از هرس کاملاً بصورت فیزیکی حذف و دالانهای روی شاخه های اصلی و تنه اصلی بوسیله سم و چسب پیوند پوشانده شوند ، در فصل رشد نیز شاخه های جدید را در حدود اواخر خرداد و تیرماه بازدید نموده در صورت مشاهده اولین آثار فعالیت این آفت آنها را نیز حذف نموده و یک سمپاشی با توصیه کارشناسان حفظ نباتات انجام داد.
- در مورد سایر آفات بخصوص کنه ها باید از مبارزه تلفیقی و رفع مشکلات محیطی بخصوص گرد وخاک بهره گرفت.

2-3- در مورد بیماریها مخصوصاً بیماری با کتریائی بلایت لازم است در موقع شناسایی و انتخاب درختان، درختان مقاوم انتخاب شده باشند.
- در بعضی از سالها که در بهار بارندگی زیاد میباشد، با وجود دقت در مورد مقاومت پایه های انتخاب شده ممکن آثار بعضی از بیماریها مثل آنتراگنوز دیده شود در اینصورت حتماً باید با کارشناسان حفظ نباتات مشاوره لازم انجام شود و در صورت لزوم مبارزه بهر صورتیکه توصیه میگردد انجام تا پیوندک سالم و عاری از بیماری و آفت به نهالستانها منتقل گردد.
دستور العمل اجرائی چگونگی استحصال پیوندک گردو از درختان نخبه استانی در سراسر کشور

1- تهیه 25-20 عدد گردو از هر درخت برای اندازه گیری وضعیت پوست، وزن کل، وزن مغز، نسبت مغز به وزن کل و اندازه گیری مقدار چربی و پروتئین و ...
2- بررسی توافق فی مابین مدیریت باغبانی استان و صاحب درخت برای هرس، بهتر است این هرس از پنجاه درصد حجم تاج برای درختان جوان و 30 درصد برای درختان مسن ( بالاتر از 30 سال ) تجاوز ننماید.
3- ارزیابی وضعیت نگهداری ومواظبتهای سال قبل و تدوین دستورالعمل نگهداری بخصوص آبیاری و کوددهی برای تضمین رشد پس از هرس.
4- تهیه یک عکس از سلامت تنه و تاج.
5- پس از تصمیم گیری نهائی برای درصد هرس تاج به منظور تولید پیوندک، اول می بایست شاخه های شمالی و شمال شرقی را برای این کار در نظر گرفت تا حتی المقدور از آفتاب سوختگی تنه و شاخه های اصلی جلوگیری شود. پس ازتعیین تعداد شاخه هائیکه باید هرس گردند در روی هرشاخه 2- 1 متر از طول شاخه در نظر گرفته را سربرداری مینمائیم (بسته به قوی بودن درخت)، سپس تمام شاخه های کوچک را حذف مینمائیم اگر چند شاخه فرعی قوی با قطر بیش از 5/2 سانتیمتر روی شاخه وجود داشت آنرا نیز سربرداری نموده سپس شاخه ها ی ریز را حذف مینمائیم، تمام محل برشها را با چسب پیوند می پوشانیم تا از خشکی و حمله قارچ فتیله نارنجی جلوگیری کنیم.
6- یک یا چند عکس از تاج درخت پس از هرس تهیه شود. تا با در نظر گرفتن رشد شاخه های جوان برای تولید پیوندک ، بعداً بتوان درصد هرس تاج را کم یا زیاد کرد.
7- حتماً لازم است کلیه شاخه ها و تنه درخت هرس شده و درختان مجاور را بر علیه لارو پروانه فری( کرم خراط) تیمار کرد.
برای این کار می بایست در ابتدا یک عدد سیم را بدرون دالان حفر شده توسط لارو مذکورداخل کرده و سپس یک پنبه آلوده به سم را بوسیله پنس در داخل دالان قرار داده و در نهایت با بستن درب حفره، از معدوم کردن کامل لارو پروانه فری مطمئن شوید (نوع سم با توجه به توصیه مدیریت حفظ نباتات انتخاب می شود).
8- پس از هرس شاخه ها، کلیه شاخه های هرس شده در روی زمین بررسی خواهد شد تا تمام سر شاخه هائیکه قابل استفاده برای تامین پیوندک خواهند بود جمع آوری و برای ضدعفونی و بسته بندی نهائی به کارگاه حمل خواهد شد.
قبل از حمل و بسته بندی موقت اولیه لازم است شماره درخت که نشانی کامل را در بردارد روی بسته و کیسه آن نوشته شود.
توضیح اینکه قبل از شروع عمل هرس باید زیر درخت از شاخه و چوب کاملاً پاک گردد تا از صحت ، سلامت و خلوص سرشاخه های جمع آوری شده مطمئن بود.
کلیه شاخه های درختان هرس شده که هر کدام بطور جداگانه جمع آوری، اتیکت گذاری و بسته بندی شده برای ضدعفونی و بسته بندی نهائی به کارگاه آورده می شود وپس از انجام عملیات مذکور، بطور دقیق و صحیح، بسته بندی و اتیکت زنی نهائی بسته ها انجام می شود ( طول شاخه حامل جوانه به اندازه 50-30 سانتی متر می باشد)و سپس در سردخانه مناسب (سردخانه با درجه حرارت 5-0 درجه و با رطوبت 90-80 درصد) نگهداری می شوند.
9- در نهایت پیوندکها پس از فرا رسیدن فصل بهار برای انجام پیوند خشبی آماده میباشند.
10-­ در داخل سردخانه تمام بسته ها بر اساس رقم و براساس مبداء طوری چیده می شوند تا انتخاب آنها در زمان تحویل آسان گردد. برای راحتی کار علاوه بر اتیکت داخل کیسه و روی کیسه، یک اتیکت کوچک به درب کیسه آویزان می گردد.
11-­ پس از بیرون آوردن کیسه یا کیسه ها، بر ای شروع کار پیوند زدن لازم است کلیه شاخه های داخل هر کیسه را جداگانه با آب معمولی شستشو داده و سپس برای مدت حداقل 72-48 ساعت در آب قرار داده تا شاخه ها آماده پوست دادن شوند، برای جلوگیری از گندیدگی شاخه ها، لازم است هر 12-6 ساعت یکبار حتماً آب سطلها تعویض گردد، در نهایت این شاخه ها برای استفاده در روش پیوند جوانه ( وصله ای ) آماده میباشند.
12- در صورتیکه از شاخه های جمع آوری شده برای پیوند چوب یا سرشاخه کاری استفاده شود بهتر است پس از خروج از سردخانه و یک شستشوی ساده بلافاصله مورد استفاده قرار داده شوند.

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ۱۱:٥٥ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/۱٠/٦

 

تاریخچه باغبانی در ایران

گفته می شود که ایران یکی از اولین کشورهای دنیاست که درآن کشاورزی و تمدن شروع شده و انسان اولیه برای نخستین بار در فلات ایران به کشت و زرع و پرورش دام، دست زده است. همچنین گفته می‌شود که مهاجرت آریایی‌ها به ایران بر خلاف مشهور، مهاجرتی چوپانی و در جستجوی چراگاه‌های جدید نبوده، بلکه مهاجرتی دهقانی و در جستجوی زمین بهتر برای کشاورزی بوده است (به نظر می‌رسد منظور درخت آسوریک که از زمان ساسانیان باقی مانده (ترجمه ماهیار نوابی، بنیاد فرهنگ ایران) و در آن از رجزخوانی یک بز در برابر نخل سخن می‌رود- نمایشگر اختلاف بین دامداران و کشاورزان اولیه است، اینکه منظومه به نفع بز که قادر به حرکت (کوچ) است پایان می‌پذیرد « به چرای کوه‌ها شوم تو کوفته‌ای ایدر، چو میخ جولاهان» حاکی از دیرینگی ریشه‌های این منظومه است در آغاز ایجاد باغ‌های باستان). حفاری‌هایی که در اطراف کاشان انجام شده است نشان می‌‌دهد که در شش هزار سال پیش، ایرانیان متمدن بوده و سیستم زراعی پیشرفته‌ای داشته‌اند.

در حفاری‌های نقطه‌های مختلف ایران مشخص گردیده که در حدود 3300 سال پیش از میلاد مسیح درخت را در ری، دامغان و کاشان به طرز مشابهی نقاشی می‌کرده‌اند و بنابراین در آن زمان از لحاظ باغبانی میان نقاط مختلف ایران رابطه برقرار بوده است. دین زرتشت به کشاورزی اهمیت فراوان داده و در اوستا(وندیداد-فصل چهارم) آمده است که سومین جایی که زمین شادمان‌ترین است، آنجاست که یکی از خداپرستان بیشترین غله را کشت کند و بیشترین گیاه ومیوه را بکارد. پطروشفسکی از استراسبون روایت می‌کند که در قرن اول پیش از میلاد مسیح، ایرانیان تمامی درختان میوه‌ای را که در یونان وجود داشته به استثنای زیتون کشت می‌کرده‌اند. گزنفون از قول سقراط نقل کرده است که در دوره هخامنشیان باغ‌هایی در ایران وجود داشته که آن‌ها را پاردیس یا پردیس (این کلمه در زبان‌های رایج اروپایی به صورت پارادیس (Paradice) آمده و به معنای بهشت است) می‌نامیده‌اند و در آنها درختان دارای ارتفاع مساوی و روی خط‌های منظم کشت شده را به وسیله چرخ چاه‌های بزرگی که توسط گاو گردانده می‌شدند آبیاری می‌نمودند. از میوه‌های مهم این زمان می‌‌توان انگور، خرما و انجیر را نام برد.

با حمله اسکندر مقدونی، کشاورزی ایران رو به افول گذاشت و بسیاری از کاریزها، باغ‌ها و مزرعه‌های اطراف آن‌ها از بین رفت و این وضع تا زمان به حکومت رسیدن اردشیر بابکان ادامه یافت. ساسانیان به احیای قنات‌ها و تشویق و توسعه زراعت وباغبانی و دامپروری همت گماشتند و ایران دوباره آباد شد. همچنانکه پطروشفسکی هم متذکر شده، در کتاب پهلوی بوندهشن (Bundahishan) که مربوط به زمان ساسانیان است و امروزه آن را بن دهش می‌نامیم، از کشت انواع میوه مانند پرتقال، خرما، انگور، سیب، به، لیمو، انار، هلو، انجیر، فندق، سنجد، بادام، توت، گلابی، پسته، زردآلو، گردو و شاه بلوط و نیز انوع سبزی و گل مانند تره تیزک، تره، گشنیز، خیار، نرگس، یاسمن، نسترن، لاله، بنفشه، همیشه بهار، سوسن، تاج خروس، گل سرخ و گل زعفران صحبت رفته است.

پس از ساسانیان، تا زمان حمله مغول، کشاورزی ایران به تناوب دچار رکود (در زمان بنی‌امیه) و رونق (درزمان بنی‌عباس و حکومت‌های محلی) گشت. ابومنصور موفق الهروی (قرن چهارم هجری) در کتاب خود الابنیه فی حقایق الادویه از تعداد زیادی از گیاهان باغبانی نام برده است. بنا به گفته ابومنصور درآن زمان از سبزی‌ها: اسفناج، باقلا، خربزه، هندوانه، بادنجان، ریحان، پیاز، سیر، نخود فرنگی، هویج، شنبلیله، تره تیزک، نخود ایرانی، کاهو، چغندر، ترخون، عدس، ترب، نعناع، کدو، خیار، کرفس، گشنیز، لوبیا چشم بلبلی، ماش، کاسنی، مارچوبه، جعفری و شوید در ایران کشت می شده است. فهرست اسامی میوه‌هایی که ابومنصور ذکر کرده است مشابه فهرست بوندهشن می‌باشد، با این تفاوت که او زیتون، شفتالو، زغال‌اخته، گیلاس وآلبالو، ازگیل و زالزالک را نیز جزو میوه‌های رایج ذکرمی‌کند.

در زمان دیلمیان باغبانی ایران به بیشترین پیشرفت خود رسید و برای اولین بارکشت مرکبات در اطراف دریای خزر آغاز گشت. جالب اینجاست که در این دوره، برخی از انواع سبزی مثل مارچوبه و گل کلم به مقدار زیاد در ایران کشت ومصرف میشدند ولی بعد‌ها کشت آنها منسوخ شد و با وجود آنکه به تازگی دوباره برخی کشاورزان آنها را تولید می‌کنند، هنوز مصرف آن‌ها همگانی نشده و جزو گیاهان تفننی محسوب می‌شوند.

در اثر حمله مغول، همراه با ویران شدن ایران، باغبانی نیز از رونق افتاد و وضع بدین صورت بود تا آن که غازان‌خان تیموری (اواخر قرن هفتم و اوایل قرن هشتم هجری قمری) همت به آبادی کشور و توسعه کشاورزی گماشت. در قلمرو وی انواع درختان میوه و سبزی‌ها در تمام نقاط کشت می‌شدند و باغبانی آنقدر رونق داشت که از اصفهان انواع میوه به هندوستان و آسیای صغیر و از کرمان خرما به سایر کشورها صادر می‌گشت. در ایران دوره اقلید و سورمق مرکز تولید برگه زردآلو و خراسان ناحیه مهمی برای کشت انواع میوه به شمار می آمد. از زمان غازان‌خان (سال 700 هجری قمری) کتابی به نام «کتاب در علم فلاحت و زراعت» که نویسنده آن ناشناس است باقیمانده که درسال 1323 هجری قمری توسط عبدالغفار خان نجم‌‌الدوله با چاپ سنگی منتشر شده است. بنا به گفته پطروشفسکی در کتاب فوق که دارای فصل های زیادی است، درباره نگهداری تخم‌ها، غلات و اینکه کدام درخت و گیاه از تخم می‌روید وکدام را باید به صورت نهال کاشت، ویژگی‌های انگور و دیگر درختان بارده و بی‌بار، انواع گیاهان زینتی و شرایط کود (زبل) دادن صحبت گردیده و به هر گیاهی، بخشی تخصیص یافته است. نویسنده در این کتاب به مشاهده‌ها، تجربه‌ها و امتحان خویش در قلمه زدن(Cutting) پیوند زدن انواع درختان بارده و بی‌بار و نیز بذرافشانی، نهال کاری و کاشت درختان استناد کرده و چنین بر می‌آید که شخصاً آزمایش های فنی زیادی درکشاورزی انجام داده است. دانشمندان این سرزمین با وجود مطالعه درباره ویژگی‌های دارویی گیاهان، به کارهای به طور کامل فنی نیز می‌پرداختند و دستگاه‌هایی برای بهره‌برداری از آب تهیه نمودند که از آن جمله می‌توان چرخ‌ چاه خودکار (چرخ آب عین) را مثال آورد که محمد حافظ اصفهانی در قرن دهم هجری قمری جزو چهارده اختراع خود ذکر کرده، می نویسد: «هشتم- چرخاب عین است که آب از چاه عمیق، در غایت آسانی کشیده می‌شود و دلو که بر لب چاه رسید خود، خالی می‌گردد- بی‌حرکتی و عملی از خارج» با این همه، پس از غازان‌خان تا اوایل قرن دهم هجری، یعنی شروع حکمرانی صفویان، دوباره کشاورزی ایران سیری نزولی را طی نمود که دلیل اصلی آن عدم وجود یک حکومت مرکزی و ضعف نیروهای محلی و جنگ‌های مداوم بین آن‌ها بود.

با چیره شدن صفویان بر سراسر ایران و تشکیل یک حکومت مرکزی با قدرت، بار دیگر کشاورزی ایران رونق گرفت. هرچند که با وجود تمام کوشش‌ها، حتی در زمان شاه‌عباس نیز، به رونق پیش از حمله مغول نرسید. در این زمان در تمام ایران درختان میوه  به ویژه زردآلو، هلو، به، بادام، انجیر، انار و انگور کشت می‌شدند. کشت خرما در خوزستان، فارس، کرمان و سیستان مرسوم بود و خرمای ایران (به ویژه خرمای جهرم) بهترین خرمای جهان به شمار می‌آمد و مقدار زیادی از آن به هندوستان صادر می‌شد. کشت مرکبات در مازندران و زیتون در مازندران و خوزستان معمول بود. در این دوره خرمای کرمان، پیاز خراسان، انار یزد و شیراز، و نیز پرتقال مازندران به خارج از کشور صادر می‌گشت. اوژن فلاندن که در آن دوره به ایران آمده بود، در سفرنامه خود می‌نویسد: زراعت ایران مانند زراعت اروپا است. از زمان صفویان نیز کتاب‌های کشاورزی مختلفی باقی‌مانده که مهم‌ترین آن‌ها ارشاد الزراعه، تألیف فاضل هروی در سال 921 هجری قمری است که در سال 1322 هجری قمری توسط عبدالغفار خان نجم‌الدوله با چاپ سنگی منتشر شده است.

پس از صفویان، حکمرانان، هر کدام بر حسب قدرت و ضعف خود اثرهایی بر کشاورزی ایران داشتند که روی هم رفته اثرهای منفی بسیار بیشتر بوده و ایران مانند بسیاری دیگر از کشورها از قافله تمدن عقب افتاد و کشاورزیش حتی از زمان صفویان نیز عقب‌تر رفت. اولین جنبش به طرف کشاورزی نوین در زمان صدارت شادروان میرزاتقی‌خان امیرکبیر به وجود آمد. این مرد کاردان، همراه با سایر کارهای اساسی خود، سعی زیادی نیز در پیشبرد کشاورزی نمود وعلاوه بر وارد کردن انواع بذرهای بهنژادی شده، با خارجی‌ها هم قراردادهایی بست و کشاورزی ایران را به سوی پیشرفت جهت داد. در اوایل قرن چهاردهم هجری قمری، با تأسیس اولین مدرسه کشاورزی ایران به نام مدرسه فلاحت مظفری، وارد کردن سیب زمینی و انواع نهال‌های میوه، به ویژه سیب و گیلاس، از خارج، باغبانی ایران پیشرفت بیشتری یافت و سپس با ایجاد مدرسه‌های متوسطه وعالی و دانشکده‌های کشاورزی و نیز تأسیس موسسه‌های دولتی مختلف مثل وزارت کشاورزی، بانک کشاورزی بنگاه توسعه ماشین‌های کشاورزی، موسسه اصلاح و تهیه بذر و نهال وغیره به وضع کنونی درآمد

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٢:۳٠ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۱٠/٥

 

تاریخچه باغبانی در دنیا :

بزرگ‌ترین مسئله‌ای که بشر همیشه در طول تاریخ چند هزارساله‌اش با آن روبرو بوده قحطی و کمبود مواد غذایی است و به این دلیل، در زمان‌های قدیم، پایه و اساس اجتماع‌ها را کشاورزی تشکیل می داده است. البته باید در نظر داشت که در هیچ مرحله‌ای از تاریخ، از جمع‌آوری مواد گیاهی خوراکی به طور کامل صرف نظر نشده است و هنوز هم در بسیاری از نقاط دنیا، گیاهان خودرو، دست کم در سطح محلی، از نظر مواد غذایی دارای اهمیت هستند. برای مثال می‌توان از جنگل‌های پسته خودرو در اطراف سرخس خراسان، بوته‌زارهای تمشک وحشی در مازنداران، جنگل‌های زردآلوی وحشی در ترکیه و بوته‌‌زارهای زغال اخته آبی رنگ(Blueberry) در آمریکا نام برد. مطالعه سنگ‌نوشته‌ها، حجاری‌ها و اسناد تاریخی نشان می‌دهد که فن باغبانی از آغاز کشاورزی تا کنون دوران‌های مشخصی را به شرح زیر طی نموده است.

1- مصر و بین‌النهرین قدیم :

این دوران حدود 35 قرن (از حدود 3500 سال قبل از میلاد تا حدود میلاد مسیح) طول  کشید. از ویژگی‌های این دوره ایجاد سیستم‌های آبیاری پیشرفته و نیز شناسایی و استفاده از گیاهان دارویی، ادویه‌ای و عطری زیادی است. مصریان قدیم، بسیاری از گیاهان باغبانی را شناخته و کشت می‌کردند. برای مثال می توان از میوه‌ها: خرما، انگور، زیتون، انار، موز، لیمو و انجیر، و از سبزی‌ها: خیار، عدس، سیر، تره، پیاز، کاهو، نعناع، تربچه، کاسنی و انواع هندوانه و خربزه را نام برد. در همین دوره، ساکنین کلده، بابل و آشور نیز با ایجاد آبراهه‌های بسیار دقیقی، که کف و دیواره آنها را با آجر مفروش بود، حدود شصت‌و پنج هزار کیلومتر مربع زمین را در بین‌النهرین به زیر کشت برده بودند. مجموعه گیاهی مربوط به هفتصد سال قبل از میلاد که آشوری ها باقی مانده حاوی بیش از نهصد گیاه مختلف است که حدود دویست‌و پنجاه عدد از آن‌ها گیاهان باغبانی است. این افراد درختان نخل و انجیر را با موفقیت کشت می‌کردند، و نیز از دیگر شواهد به دست آمده، چنین بر می‌آید که آن‌ها در باره جنسیت در گیاهان و تأثیر گرده‌افشانی در تشکیل میوه و همچنین از تلقیح مصنوعی خرما و بر دادن انجیر آگاهی داشته‌‌اند.

2- یونان قدیم :

برخلاف مصریان و اهالی کلده و آشور، یونانیان چندان علاقه‌ای به جنبه عملی کشاورزی نداشتند، ولی در عوض به جنبه‌های عملی آن، یعنی گیاه‌شناسی و به ویژه طبقه‌بندی گیاهان و تاریخ طبیعی، می‌پرداختند. از تئوفراستوس، که به نام پدر گیاه‌شناسی نیز معروف است، نوشته‌های زیادی باقی مانده که حاوی مطالب گوناگون در مورد علوم مختلف گیاهی است.

3- روم قدیم :

امپراطوری روم قدیم حدود یک هزار سال (از حدود پانصد سال پیش از میلاد تا حدود پانصد سال پس از میلاد مسیح) بر بخش مهمی از دنیای آن روز حکمفرمایی داشت. رومیان، بر خلاف یونانیان، توجه زیادی به کشاورزی داشتند و این فن، سهم مهمی از اقتصاد آنان را به خود اختصاص داده بود. خدمت مهم رومیان به کشاورزی و به ویژه باغبانی عبارت‌ از دریافت دانسته‌ها و یافته‌های یونانیان و مصریان باستان، و بیشترین استفاده عملی از آن‌ها بود. رومیان از پیوند زدن، تناوب، مصرف کود دامی، بهره‌برداری از انبار سرد و نیز گلخانه‌ اطلاع داشته، بسیاری از میوه‌ها و سبزی‌ها را کشت می‌کردند. در شهر روم کشت گیاهان زینتی متداول بود، و در آن دوره این رشته از باغبانی پیشرفت زیادی نمود. در این زمان ثروتمندان رومی، در اطراف شهر باغ‌هایی داشتند که مزین به آب نماها، مجسمه‌های فراوان و خیابان‌بندی‌های منظم بود، که در آنها درختانی مانند: سیب، گلابی، انجیر، زیتون و انار، و نیز گل‌هایی مانند زنبق، گل سرخ (از آنجا که گلهای بسیاری از گونه‌های Rose که در فارسی «گل‌سرخ» نامیده شده، رنگ‌هایی غیر از سرخ دارند، اطلاق«گل سرخ»به این گل با اشکال مواجه است. مثلاً برخی از گونه‌ها یا ارقام را که رنگ زرد دارند باید «کل سرخ زرد» بنامیم.) بنفشه، میمون، شقایق، جعفری، سوسن و مینا کشت می‌شدند. در این زمان بود که برای اولین بار پیشه باغبانی پدید آمد، بدین معنا که عده‌‌ای با نگهداری از باغ دیگران مزد دریافت می‌کردند.

 4- قرون وسطی و عصر اسلام :

با سقوط روم، در اواخر قرن پنجم میلادی، دنیای غرب از نظر علوم و فنون گامی عظیم به قهقرا برداشت و ازجمله باغبانی نیز دچار افت کیفی فراوانی گردید. گسترش قلمرو اسلامی و پیشرفت چشمگیر علمی مسلمانان به تقریب هم‌زمان با افول تمدن اروپا و قرون وسطی بود. در میان علوم مختلف، دانش فلاحت (کشاورزی) نزد مسلمانان از اهمیت والایی برخوردار بوده است. شواهد تاریخی نشان می‌‌دهند که از یک سو دستورهای اسلامی دایر بر پاداش نیک دو جهانی کشت و کار و از سوی دیگر گسترش قلمرو اسلامی که دارای تفاوت‌های اقلیمی و آب و هوایی شدید بودند، همچنین نیاز به غذا، ساختن دارو، مصارف صنعتی و ایجاد آبادانی و خرمی، عوامل بسیار اساسی در پیشبرد دانش کشاورزی در میان مسلمین بوده است. از آن جمله: احداث باغ و درختکاری در میان مسلمین تا آنجا گسترش داشت که برخی از شهرها و نواحی آن زمان، به واسطه باغ‌ها  و ریاحین مشهور خود در تاریخ ثبت شده‌اند برای مثال: باغات طایف، نخلستان‌های مدینه، باغ‌های متعدد در عراق به ویژه در حومه بغداد، نخلستان‌‌های کوفه و باغ‌های مثمر و غیر مثمر در دمشق را می‌توان نام برد. در آن زمان، سمرقند و سند را با صفاترین گردشگاه‌های روی زمین می‌دانسته‌اند و بخارا را به واسطه درختان و گل‌های آن، دلکش‌ترین شهر و به نام شهر باغ‌ها می‌شناختند. علاوه بر این، قصرهای خلیفه‌ها و امیران آنان از اندلس گرفته تا چین دارای باغ‌های بسیار زیبا با طراحی ویژه خود بوده است که با توجه به ساختار ویژه آن‌ها، میتوان آن‌ها را باغ‌های دوره اسلام یا باغ‌های اسلامی نامید. به طور کلی، در قلمرو اسلامی از اندلس، شام، عراق، ایران، هند تا سایر کشور‌ها، مسلمانان علاوه بر تولید محصول‌های باغی، درختان غیر مثمر و ایجاد فضای سبز در درون قصرها به ایجاد باغ‌های گیاه‌شناسی و گلکاری نیز می پرداخته‌اند. در  این راستا، نه تنها بذر و نهال ارقام مختلف گیاهان را در باغ‌های گیاه شناسی جمع می‌کردند، بلکه دانشمندان این رشته  مطالعه‌ها و توصیه‌هایی پیرامون افزایش، شناخت درختان، قلمه‌‌زدن، پیوند زدن، حرکت شیره نباتی و حتی کنسرو کردن میوه‌ها داشته‌اند که ازمیان آن‌ها ابن عوام را می‌توان نام برد. در این دوره گل‌هایی مانند: یاسمن و لاله (که توسط مسلمین به اروپا راه یافت) و همچنین درختانی مانند: انار، انبه، انجیر، انگور، پرتقال، خرما، زیتون، زردآلو، لیمو، لیموشیرین، هلو و نارنج را می‌شناختند و کشت می‌کردند.

در زمان جنگ‌های صلیبی و رویارویی نیروهای غرب و اسلام، صلیبیون علوم مختلفی را از مسلمانان کسب کردند و در واقع اولین سنگ‌های بنای رنسانس اروپا گذاشته شد. در دانش کشاورزی نیز اروپایی‌ها با بردن ارقام درختان و گل‌ها و گیاهان زراعی و تعمیم آن در کشورهای خود و همچنین بهر‌ه‌گیری از کتاب‌هایی که توسط مسلمین نوشته شده بود بهره وافری بردند. هرچند که بیش از جنگ‌های صلیبی نیز به سبب تجارت و داد و ستد مسلمین با غرب شناخت و کاشت برخی از درختان میوه به دیگر نقاط جهان، از جمله اروپا رسیده بود. بهر‌حال بسیاری از پیشرفت‌های شگرف در این رشته هم مدیون آن دسته از دانشمندان اسلامی است که با گردآوری‌های خود در راه پیشبرد کشاورزی نقش داشته‌اند. برخی از این کتاب‌ها عبارتند از: الفلاحه النبطیه تألیف ابن وحشیه،الفلاحه تإلیف ابن عوام،النبات تإلیف ابوحنیفهدنیوری،الجامع فی الادویه المفرده تإلیف ابن بیطار، کتاب النبات و الشجر، تألیف ابی زیبد سعد بن اولی الانصاری، کتاب صفه‌النخل، کتاب صفه الزرع، کتاب النبات تألیف القاسم‌بن معین، کتاب الفلاحه و العماره تألیف محمدبن اسحق الاهواری، کتاب ‌النبات، کتاب الزرع، کتاب النخله تألیف ابی حاتم السید حستانی، کتاب الروضه‌الزهر تألیف الفتح بن خاقان بن احمد، کتاب النبات، کتاب البستان، کتاب الروضه، کتاب الزهر، کتاب الاشجار، تألیف جابربن حیان و کتاب النبات و الشجر، تألیف عبدالملک بن قریب الاصمعی.

5- دوره رنسانس اروپا و آغاز عصر جدید تا اواخر قرن نوزدهم میلادی :

در اوایل قرن چهاردهم میلادی با آغاز رنسانس دراروپا،‌ اروپایی‌ها با استفاده از یافته‌ها و اختراع‌های دانشمندان اسلامی، به تجدید حیات وترقی و تعمیم دادن علوم و فنون  مختلف پرداختند. کشاورزی و باغبانی نیز از این جریان بر کنار نماند. و به ویژه درایتالیا و فرانسه، باغبانی پیشرفت فراوانی نمود. کشف دنیای جدید درسال 1492 میلادی باعث شد که گیاهان باغبانی جدیدی به گنجینه موجود در دنیای قدیم اضافه گردد و فن باغبانی به ویژه در بخش سبزیکاری با دریافت گیاهانی مانند: گوجه‌فرنگی، سیب‌زمینی ، لوبیا و کدو رونق بسیار بگیرد. از مهمترین نوآوری‌ها و یافته‌های این دوره می‌توان:

1- کشف یاخته (سلول) توسط رابرت هوک  (1703-1665)  (Robert Hook) 

2-کشف دوباره جنسیت درگیاهان توسط رودلف کامراریوس  (Rudolph Camerarius) (1665-1721)

3-طبقه‌بندی علمی گیاهان توسط کارل لینه  (1778-1707) (Carl von Linne)

4-ابداع روش کشت خطی محصول‌های یک ساله توسط جتروتال  (Jethro Tull) (1731)

5-مطالعه‌های توراثی گرگورمندل (Gregor Mendel) (1884-1882) را نام برد.

6- یکصد سال بعد  :

گفته شده که پیشرفت کشاورزی در یکصد سال گذشته، بیش از پیشرفت آن در یک صد قرن قبل از آن بوده است. دلیل عمده این پیشرفت و ترقی سریع، از یک سو، جایگزینی ماشین‌های کارآمد‌تر و به ویژه تراکتورهای دیزلی، به جای افزارها و وسایل شخم‌زنی اولیه و از سوی دیگر، پیشرفت‌های عظیم علمی و فنی دراروپا وآمریکاست. سهم مهمی از این پیشرفت مربوط به متخصصین بهنژادی گیاهان (اصلاح نباتات) است که با ایجاد ارقام جدید، زارعین را قادر ساختند که تراکم بوته را درواحد سطح بالا برده،‌در ضمن از کود‌های شیمیایی به مقدار بیشتری استفاده کنند، و در نتیجه محصول بیشتری به دست آورند. به عنوان نمونه می‌توان از گوجه فرنگی نام برد که میزان متوسط محصول آن در آمریکا که تا سال 1940 حدود 12 تن در هکتار بود به دلیل معرفی ارقام جدید و نیز به کار بردن فناوری (تکنولوژی) پیشرفته، در حال حاضر به طور متوسط به بیش از 45 تن درهکتار رسیده است. اوایل قرن نوزدهم، در آمریکا هر زراع فقط برای چهار نفر، قدرت تولید غذا داشت. این رقم در ریال 1940 تنها بالغ به 11 نفر شده بود، ولی در اثر پیشرفت سریع علوم در سال‌های پس از جنگ دوم جهانی، به ویژه کشف انواع سم‌های آلی کشاورزی مانند علف‌کش‌ها و نیز ساخته شدن ماشین‌های پیشرفته‌تر و کاراتر، در سال 1967 به 37 نفر رسید و در حال حاضر به 57  نفر رسیده است.

در کشورهای پیشرفته یکی از علوم که مهم‌ترین اثر را در پیشرفت کشاورزی، و به ویژه باغبانی داشته، علم شیمی است. امروزه، با ساخته شدن انواع کود‌های شیمیایی، آفت‌کش‌های آلی و به ویژه تنظیم‌کننده‌های رشد گیاهی، نه تنها میزان تولید محصول در واحد سطح بالا رفته بلکه بسیاری از کارها، مانند کنترل علف‌های هرز، تنک کردن گل و میوه، برداشت محصول و حتی هرس کردن، با مواد شیمیایی مختلف انجام می‌شود و به این ترتیب یک باغدار با کارکمتر غذای بیشتری فراهم می‌آورد.

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٢:٢۸ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۱٠/٥

 

به پسته اهلی و وحشی خسارت فراوان می‌زند. این حشره عسلک فراوانی دفع می‌نماید که به سرعت در مجاورت هوا خشک شده و سفید می‌شود به همین لحاظ این آفت را به زبان محلی شیره خشک می‌نامند.

حشرات کامل زمستان گذران پسیل از اوایل فروردین ماه روی درختان مستقر می‌شوند. این حشرات نسب به حشرات کامل تابستانه قدرت پرواز بیشتری داشته، آلودگی گسترده‌تری در باغها ایجاد می‌کنند. پس از جفت‌گیری به محض باز شدن جوانه‌های خوشه و برگ روی آنها تخمریزی می‌نمایند. تخم‌ها به تعداد 50 تا 60 عدد، به صورت انفرادی یا دسته‌ای و به اشکل مختلف مانند نیم دایره، مارپیچ و غیره در سطح برگ و بیشتر نزدیک به رگبرگها گذاشته می‌شوند.

 

 

 

 

 

تخم‌ها معمولاً 5 تا 10 روز بعد تفریخ می‌شوند. پوره‌ها از اوایل اردیبهشت شروع به فعالیت و تغذیه می‌کنند. طول دوره پورگی معمولاً 20 روز بوده و حشرات کامل نسل اول از اواخر دهه دوم اردیبهشت ماه به تعداد زیاد در باغ ظاهر می‌شوند. ارقام مختلف پسته نسبت به آلودگی پسیل پسته حساسیت متفاوت دارند. به طور کلی هر چه برگ درختان نازک‌تر، لطیف‌تر، پهن‌تر و بزرگتر باشد گرایش بیشتری برای جذب حشرات کامل پسیل و تخمریزی ایجاد می‌کند. رقم اکبری نسبت به سایر ارقام حساستر و رقم اوحدی مقاوم‌تر است. پوره‌های نسل دوم از اوایل خرداد تا اواخر دهه دوم خردد فعالیت و تغذیه می‌کنند. تحمل درختان در این زمان نسبت به سایر نسلها در برابر خسارت پوره کمتر است. زیرا رشد رویشی درختان پایان یافته و میوه شروع به مغز رفتن کرده و جوانه‌ها ظاهراً شکل کامل یافته‌اند. در نتیجه خسارت آفت باعث پوکی و ریزش برگ و جوانه می‌شود.

 

 

 

 

 

خسارت

 

پوره‌های پسیل با فرو بردن خرطوم در سطح برگها از شیره گیاهی تغذیه می‌کنند. مواد پروتئینی شیره گیاهی را جذب نموده و مواد قندی را به صورت شیره دفع می‌نمایند. این مواد قندی در مجاورت هوا خشک شده و به آن شکرک گویند. این مواد چسبنده باعث جذب گرد و خاک شده و شاخه و برگهای درختان را بدمنظره می‌نماید. از دست رفتن شیره گیاهی باعث ضعف عمومی درختان پسته و ریزش برگها، جوانه‌ها، دانه‌ای کوچک و افزایش درصد بوکسی و دهان بستگی میوه می‌شود. خسارت پوره‌های پسیل پسته روی درختان در دو زمان بیشتر از سایر مواقع سال است. یکی در خرداد ماه که باعث ریزش برگها، خوشه‌ها، جوانه‌ها و افزایش میزان بوکسی و دیگری در مردادماه که باعث افزایش مقدار دهان بستگی می‌گردد.

 

در صورتیکه جمعیت آفت پسیل حالت طغیانی پدیدا کند شدیداً تداخل نسل یافته و نمی‌توان تاریخ مشخص برای مراحل زندگی و نسلها اعلام نمود. در شرایط معمولی در نیمه اول هر ماه مرحله پورگی و نیمه دوم هر ماه حشرات کامل در باغها وجود دارند. از نیمه دوم شهریور ماه به تدریج حشرات کامل زمستان گذران در میان جمعیت آفت ظاهر می‌شود. این حشرات در شکاف درختان، زیر پوستکها، لابه‌لای کلوخه‌ها، شکاف دیوارها و ساختمانهای قدیمی اطراف باغها زمستان گذرانی می‌کنند. این آفت در سال 5 تا 6 نسل ایجاد می‌کند.

 

عوامل و شرایطی که باعث رشد و افزایش جمعیت پسیل پسته در باغها می‌گردد:

 

1ـ اجرای نوبت اول سم‌پاشی یا سم‌پاشی در زمان گلدهی: این سم‌پاشی علیه آفاتی مانند پروانه چوبخوار پسته، پروانه میوه خوار، شپشکهای پسته، زنجره شیره تر و غیره انجام می‌شود. چنانچه در این سمپاشی از سمومی استفاده شود که روی آفت پسیل تأثیر نداشته باشند باعث افزایش مقاومت و رشد جمعیت پسیل می‌گردد.

 

2ـ چنانچه در نوبت اول از سمومی استفاده شود که باعث تحریک تخمریزی پسیل و کوتاهتر شدن طول دوره یک نسل گردد (مانند سموم تیودیکارب، متاسیستوکس و فنتیون) پسیل طغیان خواهد کرد.

 

3ـ سم‌پاشی مکرر و اختلاط سموم با هم که باعث حذف کامل دشمنان طبیعی و افزایش جمعیت آفات پسته می‌شود.

 

4ـ اگر از سمومی علیه پسیل پسته استفاده شود که تأثیر کافی در میزان تلفات آفت نداشته باشد (مانند زولون) باعث افزایش جمعیت می‌شود.

 

5ـ چنانچه سم‌پاشی باغ در زمانی انجام شود که تمام مراحل زندگی آفت اعم از تخم، پوره و حشره کامل دیده می‌شود و همچنین شکرک زیادی در سطح برگها تولید شده باشد تأثیر سم کاهش پیدا می‌کند و بعد از مدتی جمعیت آفت افزایش پیدا می‌کند.

 

6ـ استفاده زیاد از کودهای شیمایی ازته مخصوصاً اوره و سولفات آمونیوم در ماههای گرم سال در سطوح کرتها و همچنین کود شیمیایی کلروپتاسیم شرایط را برای ازدیاد جمعیت فراهم می‌کند.

 

7ـ استفاده از کود مرغی به تنهایی و به مقدار زیاد نیز باعث افزایش جمعیت پسیل می‌گردد.

 

8ـ فقیر بودن خاک از نظر مواد غذایی و نامناسب بودن بافت خاک نیز از عوامل افزایش جمعیت است، خاکهای شنی و خاکهای رسی و سخت به دلیل عدم جذب و نگهداری رطوبت به اندازه کافی به علت طولانی بودن دوره آبیاری سریعتر به آفت آلوده می‌گردند.

 

9ـ ناهموار بودن سطوح کرتها که باعث می‌شود درختانی که در بلندی قرار دارند به خوبی آبیاری نشده و رطوبت کمتری در اختیار داشته باشند.

 

10ـ عدم استفاده از کودهای دامی و چاله‌زنی و شخم عمیق در باغها به مدت طولانی

 

11ـ کشت متراکم درختان و رعایت نکردن فواصل مناسب و عملیات هرس

 

12ـ وجود علف‌های هرز زیاد از خردادماه به بعد در باغ

 

 

 

کنترل پسیل پسته:

 

الف‌ـ استفاده از کارتهای چسبنده زرد رنگ

 

کارتهای زرد رنگ مورد استفاده در باغهای پسته از جنس‌های مختلف و عمدتاً از جنس پلی اتیلن و پی وی سی است. اندازه کارتها 20*10 سانتیمتر، به قطر 5/0 تا 1 میلیمتر و به وزن حدود 15 گرم است. سطح کارتها به وسیله چسب مخصوص که از مواد پولی بوتن‌ها همراه با واکس مخصوص و یا اس تی پی و یا مواد دیگری که حالت چسبندگی خود را 10 تا 15 روز حفظ نمایند آغشته می‌گردد. حشرات کامل پسیل به طرف رنگ زرد جلب و به تعداد زیاد به سطح کارتها می‌چسبند. شکار انبوه حشرات باید قبل از تخمریزی در سطح برگها انجام شود تا از تولید نسل بعدی آفت جلوگیری به عمل آید. در هر هکتار 100 تا 400 عدد کارت به کار می‌رود. محل نصب کارت در سمت بیرونی تاج و به ارتفاع نصف تاج در جهت‌های مختلف است. دو نوبت کارت‌گذاری در سال کافی به نظر می‌رسد. یکی در دهه دوم فروردین ماه که این نوبت آفت زنجره پسته را نیز کنترل می‌کند و دیگری در نیمه دوم تیرماه می‌باشد. پس از پایان دوره کارت‌گذاری باید کارت‌ها را از روی درختان جمع‌آوری و سطح آنها را در صورت استفاده از چسب مخصوص توسط آب گرم همراه با مقدار کمی الکل اتیلیک و در صورت استفاده از اس تی پی با دستمال آغشته به چند قطره نفت تمیز کرد.

 

ب‌ـ دشمنان طبیعی

 

دارای دشمنان طبیعی گوناگونی است که زنبور پارازیتوئید Psyllaephagus pistaciae از خانواده ‌Encyrtidae همزمان با ظهور پوره‌های نسل اول در باغها ظاهر و به پوره‌های پسیل به خصوص در سنین 4 و 5 حمله نموده و آنها را مومیایی می‌کند.

 

ج‌ـ عملیات زراعی

 

1ـ شخم زمستانه و پاشکنی درختان

 

2ـ کوددهی و چاله زنی

 

3ـ اصلاح بافت خاک

 

4ـ آبیاری مناسب

 

5ـ تغذیه مناسب

 

6ـ رعایت فاصله کشت و تراکم

 

7ـ هرس و خشک‌بری

 

8ـ مبازه با علفهای هرز

 

9ـ کاشت رقم مناسب

 

10ـ استفاده از سیستم آبیاری تحت فشار

 

دـ کنترل شیمیایی

 

دارتون یا مارشال به نسبت 2 تا 2.5 در هزار یا مایع ظرفشویی به نسبت 3 در هزار به تنهایی پوره‌های پسیل پسته را کشته و از بین می‌برد، همچنین تا حدودی روی تخم نیز تأثیر دارد. آمیتراز و کنسالت خاصیت ناباروری حشرات کامل را دارد. از مخلوط کردن مایع ظرفشویی با سموم خودداری شود زیرا PH آن قلیایی است و باعث کاهش تأثیر کشندگی سموم می‌گردد.در صورت امکان از اواسط مرداد به بعد سمپاشی انجام نگیرد.

 

1. آمیتراز(مایتاک) EC20% و 1.5- 1 در هزار

 

2. ایمیداکلوپراید(کونفیدور) SC35% و 4/. در هزار

 

3. فلوفنوکسورون(کاسکید) DC5% و 5/. در هزار

 

4. هگزافلومورون(کنسالت) EC10% و 7/.- 5/. در هزار

 

5. دارتون EC21.7% و 1.5 دهزار

 

6. اندوسولفان EC35% و 1.5 درهزار

 

 

 

 

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٢:٢٠ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۱٠/٥

 


گیاه شویدی Caulerpa verticillata

این گیاه نگهداری نسبتا دشواری دارد

به نور زیاد و جریان کم نیاز دارد

جذب نیترات و فسفات نسبتا خوبی دارد اما به دلیل ضعیف بودن این گیاه برای نگهداری در آکواریوم آب شور پیشنهاد نمیشود


   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ۱٠:٢٩ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/۱٠/٥

 

خزه دریایی Cladophoropsis sp. A

سطحنگهداری آسانی دارد و به سرعت رشد میکند

برای آکواریوم پیشنهاد نمیشود

نور زیاد و دمایی معادل 26 درجه را میپسندد

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ۱٠:٢٤ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/۱٠/٥

 

 


گیاه مویی Chlorodesmis fastigiata

این گیاه از پر طرفدار ترین گیاهان آب شور میباشد

نگهداری این گیاه نسبتا آسان میباشد

در برابر نیترات حساس است و دچار ریزش میشود ولی به سرعت خود را ترمیم میکند

نور نسبتا بالایی نیاز دارد جذب نیترات این گیاه کم است

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ۱٠:٢۳ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/۱٠/٥