درباره من : اینجانب ربابه (فرزانه) دریاباری فرزند سید صدر دانش آموخته کارشناسی روانشناسی مشاوره از دانشگاه فرح (الزهرا) می باشم0 به روانشناسی شخصیت محیط زیست تاریخ ادبیات فرهنگ و هنر ایران زمین دلبستگی فراوان دارم.
پروفایل من : فرزانه (ربابه)دریاباری
| ساعت ۳:٥٩ ب.ظ روز ۱۳٩۱/٢/۱٦ |
|
۱ - درخت توت نرک : این درخت میوه های ریز و کم شیرین دارد . و تقریبا میوه آن غیر قابل استفاده است . این درخت به عنوان پایه پیوند انواع توت و شاتوت استفاده می شود . از این نوع درخت به ندرت در کن یافت می شود . ۲- در خت توت صابونی : در ختی کوتاه است و میوه آن گرد مانند می باشد و از انواع دیگر توت زودتر می رسد . تک و توک در کن این نوع یافت می شود . ۳ـ درخت توت سیاه : در کن خیلی کم دیده شده و ظاهرا در حال حاضر این نوع درخت در کن وجود ندارد . این توت مانند شاتوت است اما طعم آن شیرین می باشد . ۴-درخت توت رسمی : در حدود بیست سال قبل عمده درختهای توت کن از این نوع بود . و تقریبا از سایر درخت های توت بلند تر است . توت این درخت بسیار شیرین است و برای درست کردن شیره توت این نوع توت از بقیه توت ها مناسب تر است و توت خشک آن شیرین تر و تو پر تر می باشد . در کن گاها به این توت توت سیاه هم می گویند . هرچند ظاهری سفید دارد اما در مقابل توت مشهدی یا سفید کمی تیره تر است . در حبه های این توت دانه های ریزی مانند خاکشیر و روی حبه های آن نقطه های ریز سیاه دیده می شود . این توت به علت شیرینی زیاد و قتی از درخت تکانده می شود زود ظاهرش تغییر می کند به عبارتی ظاهرش زود تیره و سیاه می شود . به همین دلیل در حال حاضر بازار خوبی ندارد .۵ ـ درخت توت مشهدی یا توت سفید : این نوع توت که حدود بیست الی سی سال است در کن رواج پیدا کرده اوایل به نام توت مشهدی معروف بود و در حال حاضر به عنوان توت سفید از آن نام برده می شود . این توت بسیار شیرین است اما نه به اندازه توت رسمی . از آن شیره توت و توت خشک نیز بدست می آید . و نسبت به توت رسمی ظاهر آن بعد از تکان دادن از درخت دیرتر تغییر پیدا می کند . ب : نحوه جمع آوری یا چیدن یا گرفتن یا تکاندن یا زدن توت : میوه توت معمولا ۴۵ روز بعد از عید می رسد و حدودا ۳۰ تا ۴۰ روز بار دارد . از آنجا که این میوه جزء میوه های روز به حساب می آید و باید صبح زود به بازار فروش رسانده شود معمولا صبح خیلی زود حتی قبل از اذان صبح توت داران برای گرفتن توت از درخت اقدام می نمایند و بیشتر اوقات نماز صبح را در توتستان ودر کنار چادر توت می خوانند . برای گرفتن توت حداقل سه نفر نیاز است که دونفر سر چادر توت را می گیرند . ونفر سوم برای تکان دادن شاخه های توت به بالای درخت می رود .نفر سوم که بالای درخت می رود باید تجربه کافی داشته باشد مثلا جوری شاخه ها را تکان دهد که همه توت های رسیده بریزد ، ترتیب شاخه ها رابرای تکان دادن طوری انتخاب کند که چادر در زیر درخت و دو نفری که دو سر آن را نگه داشته اند کمتر این طرف آن طرف کشیده شوند و از همه مهمتر مراقب باشد گلچه ها را نشکند خلاصه به قولی گفتنی کلی فوت وفن داره .
چادر توت تشکیل شده است از یک چادر که قبلا پارچه متقال بود و در حال حاضر از نوع پلاستیک است(از جنس گونی های پلاستیکی مانند گونی شکر) به ابعاد تغریبا ۴در ۵ متر که در دوسر این چادر مولک یا جای قرار گرفتن چوب چادر توت دوخته شده است .
سرتاس ها قبلامانند بشقاب گرد ولی کمی بزرگتر بود و جنس آن از حلبی بود ولی در حال حاضر سرتاس توت همان سر تاس مغازه دارها می باشد با سایز بزرگ که جنس آن استیل یا حلبی است .
جعبه توت که ازچوب ( تخته )درست شده است در قدیم خیلی کوچک بود که تقریبا ۲ کیلو یی و ۴ کیلویی بود ولی در حال حاضر جعبه ها بزرگتر می باشد به طوری که تقریبا ۱۰ کیلو توت در آن جا می گیرد .
چگونگی انجام توت گیری :نفر سوم بالای درخت می رود و دونفر پای درخت سر چادر توت را گرفته و در زیر شاخه ای که نفر سوم روی آن قرار دارد می ایستند و نفر سوم برای گرا گیری شاخه را یک تکان کوچک می دهد و با گفتن کلمه (اینه ) دونفر چادر گیر را حواسشان را جمع می کند که دقیق ایستاده باشند . و دو الی سه لگد(به گویش کنی لقد ) به شاخه می زند . تا توت آن شاخه به داخل چادر بریزد .با اولین لگد که به هرشاخه زده می شود بیشترین توت های رسیده ازشاخه جدا و داخل چادر فرود می آید و ذکر صلوات توت بگیرها با آن همراه می شود و برکت بار را نوید می دهد . هر شاخه که تمام می شود نفری که بالای درخت است فرمان می دهد که چادر گیرها به سمت چپ بچرخند یا راست و معمولا بعد از تکاندادن یک شاخه چادر را زمین می گذارن و توت داخل آن را با سرتاس گرفته و داخل جعبه خالی می کنند که این از وظایف دو نفر چادر بگیرها یا نفر چهارم است . و هر درخت که کاملا تکانداده شود نفر سوم با گفتن کلمه برکت تمام شدن توت گیری آن درخت را به پایین درختی ها اعلام می کند و از درخت پایین آمده به بالای درخت دیگر می رود . هر درخت را باید یک روز در میان توتش را تکانداد و گرنه توت آن بیش از حد رسیده و هنگام توت گیری توت ها دانه دانه یا حبه می شود یا وا می رود و به قول کنی ها اگر درست نوشته باشم شلارت می شه . و باعث خراب شدن توت می شود |
| ساعت ۳:٥٧ ب.ظ روز ۱۳٩۱/٢/۱٦ |
|
را بومی ایران، غرب آسیا و ترکیه می دانند و پراکندگی توت سیاه (شاتوت) در آسیا، اروپا و آفریقا و درمنطقه جغرافیایی ایران در شهرهای اراک، لرستان، کرمان، تهران و آذربایجان موجود است. ارتفاع این درخت 4 تا 10 سانتی متر است که به حالت طبیعی به ارتفاع 20 متر نیز می رسد. رنگ پوست درخت قهوه ای تا قهوه ای سیر می باشد. طول برگ هایش 18 سانتی متر و عرض آن حدود 8 سانتی متر است. میوه شاتوت قرمز تیره بوده و تا کمی قبل از افتادن از درخت قابل خوردن می باشد. چون تا کمی پیش از رسیدن میوه مزه آن ترش است و چندان جالب نیست. میوه شاتوت را خشک نکرده و به صورت تازه مصرف می کنند.
درخت شاتوت پررشدتر و بلندتر از درخت توت سفید است. درخت شاتوت تا ارتفاع 1500 متر از سطح دریا و بیشتر هم می تواند به خوبی رشد کند و میوه بدهد. درختان توت در آب و هوای نسبتا گرم تا معتدل نزدیک به سرد کاشته می شوند که در شرایط ایران مرکزی از 10 درجه بالای صفر و در گیلان و مازندران از حدود 12 درجه بالای صفر قابلیت رشد دارند. توت ها دارای فیبر بالا و قند نسبتا پایینی هستند، بنابراین اگر در حد متعادل مصرف شوند، موجب تغییرات شدید انسولین نمی شوند. بهترین طریقه مصرف توت به صورت طبیعی و خام است، چرا که حرارت دادن و فریز کردن آن، به آنتی اکسیدان های آن آسیب می زند. جالب است بدانید در اروپا از سال های دور، مردم از این میوه برای درمان زخم های دهان و تخفیف دردهای مربوط به دندان استفاده می کرده اند. استفاده از جوشانده برگ های این میوه برای برطرف کردن حالت تهوع از قدیم معمول بوده و ریشه آن برای درمان اسهال خونی استفاده می شده است. شاتوت را می توان به شکل های متفاوتی به صورت خام، پخته و یا به صورت مربا مورد استفاده قرار دارد. با داشتن مواد مغذی مختلف شاتوت به عنوان یک میوه سلامت مطرح است. ترکیبات شاتوت این میوه دارای مقدار کمی آلبومینوئید، مواد چربی، پکتین و سقز است. شاتوت وقتی کاملا رسیده باشد از گلوکز و ماده قندی سرشار است و دارای املاح معدنی، اسید سوکسینیک و یک ماده رنگی به نام سیانین و ویتامین آ و ث است.
شاتوت از میوه های مغذی و تصفیه کننده خون بوده و میوه نارس آن قابض و رسیده آن ملین است.
مصرف میوه شاتوت برای دانش آموزان و دانشجویان مفید بوده زیرا با مصرف این میوه کمبود املاح معدنی و ویتامین آ و ث بدن را ترمیم می کند. میوه شیرین و رسیده شاتوت برای رفع خستگی موثر و هم چنین برای افرادی که دچار یبوست هستند نیز موثر می باشد.
اگر آب شاتوت نرسیده را غرغره کنیم برای رفع برفک و ورم دهان مناسب است. بهتر است شاتوت را زمانی مصرف کنیم که شکممان پر نباشد، زیرا با خوردن این میوه گاز و نفخ تولید می شود و اگر میوه شاتوت را روی مواد غذایی مثل ماست بخوریم به اسهال مبتلا می شویم.
محققان انجمن تغذیه آمریکا (USDA) در مقایسه با 40 نوع میوه دیگر این میوه را اولین میوه از نظر فعالیت آنتی اکسیدانی قرار داده اند که دارای فیتوکمیکال های قوی مثل آنتوسیانین است. آنتوسیانین رنگدانه ای است که رنگ سیاه شاتوت از آن ناشی می شود.
شاتوت از ساخته شدن کلسترول بد خون (LDL) که منجر به بیماری های قلبی می شود جلوگیری می کند و این میوه دارای مقادیری کلسیم، منیزیم، آهن و پتاسیم نیز هستند.
عصاره شاتوت به طور خارق العاده ای از رشد سرطان سینه و دهانه رحم جلوگیری می کند.
تانن موجود در این میوه به استحکام جداره رگ ها کمک کرده و از خون ریزی پوستی جلوگیری می کند. با مصرف این میوه می توان تا حدودی از التهابات روده جلوگیری کرد. مصرف منظم این میوه برای شادابی پوست مناسب بوده و به دلیل خاصیت ضدباکتریایی آن به بهبود اسهال ناشی از باکتری ها کمک می کند. مصرف عصاره شاتوت در افراد دچار واریس سبب کاهش نشست دیواره نازک رگ های خونی می شود، زیرا در این عصاره آنتی اکسیدانی به نام آنتوسیانین وجود دارد که به بهبود بافت پیوندی آسیب دیده کمک می کند.
نکته: با توجه به این که وجود مواد مغذی مفید در شاتوت آن را به یک میان وعده عالی تبدیل می کند، باید به ذهن بسپاریم که اگر شاتوت تازه را به سرعت فریز کنیم می توانیم تا حدودی مواد مغذی آن را حفظ کنیم اما مدت زمان نگهداری میوه فریز شده نباید زیاد به طول بیانجامد و مصرف تازه این میوه بیشتر توصیه می گردد. بهترین طریقه مصرف این میوه به صورت طبیعی و خام می باشد، چرا که حرارت دادن و فریز کردن، به آنتی اکسیدان های آن آسیب می زند.
با توجه به این که شاتوت میوه ای است اشتهاآور خوردن آن از عطش فراوان جلوگیری می کند. شاتوت به علت دارابودن ویتامین های گروه آ و ب برای گلودرد و التهابات مخاط دهان و تورم لثه مفید است.
برای از بین بردن لکه های قرمز ناشی از این میوه بر روی دست می توان برگ شاتوت را در دست له کرده و با آن دستتان را بشویید.
اهمیت برگ شاتوت در کشور بالکان معالجه بیماری قند با جوشانده برگ شاتوت اهمیت فراوانی دارد. ترکیبات شیمیایی
در هر 100 گرم شاتوت 21 میلی گرم ویتامین ث وجود دارد که منبع سرشاری از ویتامین ث است |
| ساعت ۱٠:۳۳ ق.ظ روز ۱۳٩۱/٢/۱٠ |
|
جوالدوزک (کاتالپا) Catalpa bignonioides ![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
|
| ساعت ۱٠:٠۸ ق.ظ روز ۱۳٩۱/٢/۱٠ |
|
ارتفاع درخت اراک بین دو تا پنج متر است. شاخههای آن باریک و گرد، و برگهای آن به خاطر وجود مادهٔ روغنی سبز رنگ، درخشان است، و شیرهای به رنگ زرد مایل به سبز روشن از آن خارج میشود. از گل آن میوهای شبیه به گیلاس بدست میآید که به صورت خوشه و خوردنی است. آب و هوای گرم و استوائی محل مناسبی برای رشد این درخت است. درخت اراک در مناطقی از ایران، حبشه، سودان، عربستان، مصر، هند، یمن یافت میشود. مهمترین نواحی رویش آن در ایران لار، بندرعباس، میناب، مکران و چاه بهاراست.. نامهای دیگر []
شجرة السواک، درخت شور، درخت شوره، حمض، چوج، ...........................میوه [] میوهٔ درخت اراک را هنگامی که سبز است خمط و جهاض مینامند و هنگامی که برسد سیاه میشود و به آن وجهاد و بریر و مرد و کباث گویند خواص دارویی چوب درخت اراک []
نکته []پرسیکا نام ایرانی است که توسط لینه، گیاه شناس معروف جهان، درحدود چهارصد سال قبل بر روی گونهٔ این گیاه گذاشته شده است |
| ساعت ۱٠:٤٤ ق.ظ روز ۱۳٩۱/۱/۱٧ |
|
بهرهگیری از رمزپردازیهای نباتی یکی از خصیصههای مشترک اقوام است. در بسیاری از جشنها با بهرهگیری از نباتات، زینتهایی سمبولیک فراهم میآید. میتوان گفت نباتات نشانی از طبیعت هستند. بهرهگیری از صورتهای نباتی در آئینها، تجلی قدرت آنها و خدایانی است که آنان سمبولی از آن میباشند. گاه نیز نشانگر مرحلة نوینی از زندگی هستند و رموز و تفسیر و تجدید حیات را بیان میکنند که شاید این یکی از مهمترین کاربرد آنها باشد.
در بسیاری از اساطیر، کل هستی به صورت درختی غولپیکر ترسیم میشود؛ اما اولین اسطورههای درخت به آدم قبل از هبوط بازمیگردد. آدم در میان درختان، در باغ بهشت زندگی میکرد. فضای باغ بهشت همواره تصویری از معصومیت، بکارت و باروری دارد.
اما او از میوة درخت ممنوع خورد. این داستانی است که در بین اقوام گوناگون بارها به اشکال مختلف تکرار شده است:
«و خداوند خدا هر درخت خوشنما و خوشخوراک را از زمین رویاند و درخت حیات را در وسط باغ و درخت معرفت نیک و بد را.» (سفر پیدایش ـ باب دوم)
و در قرآن نیز نظیر این تعبیر برای درخت بکار رفته است.
«فَوَسًوَسَ اِلَیًهِ الشیطنُ قالَ یادَمُ هُلْ اَدُلُّکَ عُلی شُجُرُهِ الخْلْدِ و مْلْکٍ لایُبًلی»
«باز شیطان در او وسوسه کرد و گفت ای آدم آیا تو را بر درخت ابدیت و ملک جاودانی دلالت کنم؟»
تصاویر درخت بعدها در اسطورههای گوناگون، بیشتر از همین چند الگو تبعیت میکند؛ یعنی درخت حیات، درخت معرفت،درخت نیک و بد و درخت جاودانگی. خوردن میوه از درخت معرفت نیک و بد به روشنی با کشف تجربة جنسی مرتبط است.
به همین دلیل است که درخت در بسیاری از موارد در آئینهای باروری و زایش بکار میرود. نورتروپ فرای در مورد این درخت چنین میگوید: «به دلیل ارتباط درخت ممنوع با امور جنسی معلوم بر ما، هر دو درخت را احتمالاً انجیر یا خرما میشمردهاند، یا نوعی درخت که دارای تفاوت جنسی است. ولی در قرون وسطی، که جز کتاب مقدس لاتینی نبوده، درخت ممنوع را درخت سیب فرض کردهاند، ... در بهشت گمشده همچنان سیب است. به هر تقدیر این درخت، درخت میوه بوده است و پیداست که بر این تصور بودهاند که آدم پیش از هبوط یکسره از میوههای درختی ارتزاق میکرده است. از این جهت، درخت حیات روزیدهنده است، یعنی اینکه به لحاظ رمزی حیاتبخش و شفابخش است.»
یوحنای رسول نیز خصلت شفابخشی را برای درخت قائل میشود:
«در وسط شارع عام آن و بر هر در کنارة نهر درخت حیات را که دوازده میوه میآورد یعنی هر ماه میوة خود را میدهد و برگهای آن درخت برای شفای امت میباشد.»
یونگ نیز در مورد درخت معتقد به همین معناست. او درخت را نمایانگر نیروی حیات، زایش و شفا میداند؛ به همین دلیل درخت حامل نیروی مانایی است. او از قول کیمیاگر عرب، ابوالقاسم (در کتاب العلم) درختی که آدم از آن تناول میکند را، دارای انرژی مانایی میداند:
«این اول ماده، که مناسب ساختن اکسیر است از درختی حاصل آید که در مغرب زمین میروید و این درخت بدان گونه بر سطح اقیانوس بروید که گیاهان بر سطح زمین. این همان درختی است که هر که از آن تناول کند انس و جن از او فرمان برند، این همان درختی است که آدم [علیه السلام] از خوردن میوة آن منع شده بود و آنگاه که آن را تناول کرد از قالب فرشتهگون خود به قالب آدمی درآمد. و این درخت به هر صورتی درمیآید.»
همین قدرت و انرژی مانایی است که سبب میشود در کیمیاگری آن را مظهر فلسفه هرمتیک (کیمیاگری) بدانند. یونگ از قول فیثاغورث چنین میگوید:
«فیثاغورث میگوید، شما برای آیندگان مینویسید و نوشتهاید که نفیسترین درخت چگونه کاشته میشود و چگونه، کسی که میوة آن را تناول میکند، دیگر گرسنه نخواهد شد.»
همین معنی سبب میشود که کیمیاگر از ثمرة این درخت که درخت جاویدان نیز هست، نه تنها برای خودش که برای به کمالرسیدن عنصر مطلوب نیز استفاده کند. این ثمرة درخت ممکن است اشکال مختلفی را شامل شود و محدود به میوة آن نباشد. صمغ یا روغن یا مواد مشابهی میتواند گویای زندگی یا جوهر درونی درخت باشند. فرای در این زمینه میگوید:
«این مواد مشتمل بر سنگ جزع ، بلسان جلعاد ، که باز هم داروی شفابخش است، کندر ، مرّ را با عالم نباتی همان سنتی میدانستهاند که طلا با عالم آلی دارد. همینطور هم این دو، خاصه مر ّ، تصویر مصایب مسیح است. به نظر میآید که از تصویر اصلی مسیح یا تدهین که مرتبط با مسیحا یا مسیح است، یگانگی استعاری جسم مسیح با درخت حیات مستفاد میشود. از این رو برای آبا کلیسا ساده بوده است که درخت و آب حیات مذکور در مکاشفة یوحنا را به لحاظ رمزی ـ به ترتیب ـ با فریضة تناول القربان و فریضة غسل یگانه کنند.»
معنی زایش و تولد مجدد نیز بارها در اساطیر با درخت و گیاهان گره میخورد؛ زیرا اعتقاد بر این است که زمین یا نباتاتی که از آن میرویند به شکلی مستمر پس از مرگ، دوباره به حیات بازمیگردند. همین سبب میشود که نزدیکشدن به گیاهان خصوصاً درخت و لمسکردنش مثل لمسکردن زمین، برکتزا، نیروبخش و مایه باروری باشد. به طور مثال در اسطورههای یونانی، لتو هنگامیکه در چمنزاری زانوزده، به نخل بن مقدسی دست مالید و آپولون و آرتیمس را زایید. و یا در مورد تولد بودا گفتهشده ملکه ماها مایا در پای درخت سالا و هنگامیکه شاخههای درخت را در آغوش گرفته بود، بودا را به جهان آورد. یکی از مهمترین اشکال تولد نوزاد در کنار درخت را قرآن اینگونه شرح میکند:
«فَاَجاءَهُا الْمُخاضُ اِلی جِذْعٍ النُّخًلَهِ قالَتْ یلَیًتُنی مِتُّ قَبًلَ هذا وَ کُنًتُ نُسًیاً مُنًسِیُّاً ٭ فَنا دئها مِنْ تُحًتِها الاّ تُحًزَنی قَدً جُعُلَ رَبًّکَ تُهًتُکِ سُرِیٌّا ٭ وَ هْزِّی إِلَیًکَ بِجِذْعِ النُّخًلَهِ تْسقِطْ عُلَیًکَ رْطَباً جُنِیٌّا ٭ فَکُلِی وُ اشًربِی وُ قَرِّی عُیًناً فَإِمُّا تُرُیِنُّ مِنُ الْبُشُرِ أَحُداً فَقُولی إِنی نُذَرًتُ للِرَّحًمنِ صُوْماً فَلَنْ أُکَلِّمَ الْیُوْمَ إِنسِیٌّا»
«آنگاه که او را درد زائیدن فرا رسید زیر شاخ درخت خرمائی رفت و از شدت حزن و اندوه با خود میگفت ای کاش من از این پیش مرده بودم و از صفحه عالم بکلی نامم فراموششده بود ٭ از زیر آن درخت (فرزندش عیسی) او را ندا کرد که غمگین مباش که خدای تو از زیر قدم تو چشمة آبی جاری کرد ٭ ای مریم شاخ درخت را حرکت ده تا از آن برای تو رطب تازه فرو ریزد ٭ پس از این رطب تناول کن (و از این چشمه) آب بیاشام و چشم خود به عیسی روشندار هرکس از جنس بشر را که بینی به او بگو که من برای خدا نذر روزه سکوت کردهام و با هیچکس امروز هرگز سخن نخواهم گفت.»
اسطورههای اینچنینی میگوید، اینگونه کودکان به علت آن که در کنار سرچشمه زندگی و درمان زاده شدهاند، بهترین سرنوشت را خواهند داشت و از بسیاری بیماریها و بلایا در امان خواهند بود. تصاویر شبانی و کشاورزی علاوهبر نشانههای حیات و زندگی همواره تصویری از بهشت نیز بودهاند؛ و این یکی از دلایل قدسیتیافتن آنهاست:
«خداوند شبان من است، محتاج به هیچچیز نخواهم بود ٭ در مرتعهای سبز مرا میخواباند، نزد آبهای راحت مرا رهبری میکند.»
«و خداوند خدا باغی در عدن بطرف شرق غرس نمود و آن آدم را که سرشته بود در آنجا گذاشت»
«اِنَّالله یْدْخِلُ الَّذینَ امُنوْا وُ عمِلوْا الصُّالِحاتِ جُنتِ تُجًری مِنْ تُحًتِها اَلنًهرُ یْحُلَّوْنَ فیها مِنْ اَساوِرَ مِنْ ذَهُبٍ و لُؤْلُؤْاً وُ لِباسْهْمْ فیها حُریرٌ»
«آنانکه ایمان به خدا آورند و نیکوکار شدند البته خدا همه را در بهشتهائی داخل گرداند که زیر درختانش نهرها جاری است و در آنجا آراسته شوند به دستبندها از طلا و مروارید و تن به جامة حریر بیارایند»
تصویر درخت گاه جنبههای دوگانهای نیز مییابند که هم تصویر بهشتی و هم تصویر دوزخی میشوند (که این به ندرت اتفاق میافتد.) از آن جمله هنگامی است که درخت صورتی از زندگی فردی باشد:
«خوشا به حال کسی که به مشورت شریران نرود و به راه گناهکاران نایستد و در مجلس استهزاءکنندگان نهنشیند ٭ بلکه رغبت او در شریعت خداوند است و روز و شب در شریعت او تفکر میکند ٭ پس مثل درختی نشانده نزد نهرهای آب خواهد بود، که میوة خود را در موسمش میدهد، و برگش پژمرده نمیگردد، و هر آنچه میکند نیک انجام خواهد بود ٭ شریران چنین نیستند، بلکه مثل کاهند که باد آنان را پراکنده میکند»
همین معنی در قرآن نیز چنین تبیین شده است:
«اَلَمً تُرُ کَیًفَ ضُرُبُ الله ُ مُثَلاً کَلِمُهً طَیبُهً کَشُجُرهٍ طیبُهٍ اَصًلُها ثابِتٌ وُ فَرًعْها فی السُّماء ٭ تْؤًتی اُکُلَها کُلَّ حُینٍ بِإِذْنِ رُبها و یُضًرِبُ الله ُ الامًثالَ لِنُّاسِ لَعُلَّهْمً یُتُذَکِّرون ٭ وُ مُثَلُ کَلِمُهً خُبیثهٍ کَشُجُرُهٍ خُبیثهٍ اِجًتْثَّتْ مِنً فَوًقِ الْاَرًضِ مالَها مِنً قَرارٍ»
«ای رسول ما ندانستی که چگونه خدا کلمه پاکیزه (و روح پاک) را به درخت زیبایی مثل زده که اصل ساقه آن برقرار باشد و شاخه آن به آسمان (رفعت و سعادت) بر شود ٭ و آن درخت زیبا به اذن خدا همةاوقات میوههای مأکول و خوش دهد و این گونه مثلهای واضح برای تذکر مردم میآورد ٭ و مثل کلمه کفر (و روح پلید) مانند درخت پلیدی است که ریشهاش به قلب زمین فرونرفته بلکه بالای زمین افتد (و زود خشک شود) و هیچ ثبات و بقائی نخواهد یافت»
جالب توجه است که در هر دوشکل مسیحی و اسلامی آن کفر ریشه نداشته، خشک و بیبنیاد است.
نور خداوندی آسمانی نیز از دیگر مفاهیمی است که با نباتات ارتباط داشته و یا توسط آنها توصیف میشود. بطوریکه به عنوان مثال در داستان وحی به موسی، از میان شعلههای آتش یک بوته بر موسی ظاهر میشود:
«و فرشتة خداوند در شعله آتش از میان بوته بر وی ظاهر شد و چون او نگریست اینک آن بوته به آتش مشتعلست اما سوخته نمیشود ٭ و موسی گفت اکنون بدان طرف شوم و این امر غریب را ببینم که بوته چرا سوخته نمیشود ٭ چون خداوند دید که برای دیدن مایل بدان سو میشود خدا از میان بوته ندا درداد و گفت ای موسی گفت لبیک ٭ گفت بدین جای نزدیک میا نعلین خود را از پایت بیرون کن زیرا مکانی که در آن ایستادهای زمین مقدس است»
در قرآن نیز نور خدا به ستارهای از درخت زیتون تشبیه شده است:
«الله نْوْر السُّمواتِ وُ الْاَرضِ مُثَلُ نْورِه کَمِشکوهٍ فیها مِصًباحٌ الْمِصباحُ فی زُجاجُهٍ الزُّجاجُهُ کَانُّها کَوًکَبٌ دُرِّیٌّ یُوقَدُ مِنً شُجُرُهٍ مْبرُکهٍ زُیًتْونُهٍ ...»
«خدا نور (وجود بخش) آسمانها و زمین است داستان نورش به مشکوتی ماند که در آن روشن چراغی باشد و آن چراغ در میان شیشهای که تلالؤ آن گوئی ستارهای درخشان و روشن از درخت مبارک زیتون ...»
این تمثیل الوهیت در شکل درخت، گاه برای مسیح نیز به کار میرود چنانکه در پیشگوئیهای عهد عتیق آمده است:
«و نهالی از تنه یسی [پدر داود] بیرونآمده شاخه از ریشههایش خواهد شکفت ٭ و روح خداوند بر او قرار خواهد گرفت»
البته از میان نباتات غیر از درخت، گلها نیز بصورت کهنالگویی و رمزگون به کاررفتهاند و یا حتی گیاهان دیگر؛ اما ارزش کهنالگویی درخت در اینگونه اساطیر و متقدمبودن آن بر دیگر گیاهان سبب شد در این مختصر تنها به تأویل چند صورت مثالی مرتبط با درختان پرداخته شود. لازم به ذکر است، درختان به دلیل تقدم خلقت بر انسانها از منظر بسیاری از ادیان، نیروی قدسی ویژهای نیز از این مقوله مییابند. همانطور که پیشتر نیز گفته شد، بیشترین قدرت مانایی نباتات در صورتهای مثالی تولد مجدد، دانش و معرفت و زایش است
|

انواع توت یا درخت توت :
اما لوازم توت گیری شامل چادر توت ، سرتاس و جعبه توت می باشد . 





























